جستجو کردن

تکبر

کبر
کبر

1-عن الباقر علیه السلام: ما دخل قلب امرئ شي‏ء من الكبر إلّا نقص من عقله مثل ما دخل من الكبر.

امام باقر علیه السلام: در قلب هیچ انسانی چیزی از کبر وارد نمی شود مگر اینکه به همان اندازه از عقلش کاسته خواهد شد، کم باشد یا زیاد.

 

2-عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام: مَا مِنْ رَجُلٍ تَكَبَّرَ أَوْ تَجَبَّرَ إِلَّا لِذِلَّةٍ وَجَدَهَا فِي نَفْسِهِ.

امام جعفر صادق عليه السلام: «هيچ مردى تكبّر يا گردنكشى نمى‏كند، مگر به جهت خوارى كه آن را در خويش يافته است».

 

3- امام کاظم علیه‌السلام: إِنَّ الزَّرعَ یَنبُتُ فِى السَّهلِ وَلایَنبُتُ فِى الصَّفا فَکَذلِکَ الحِکمَهُ تَعمُرُ فى قَلبِ المُتَواضِعِ وَلا تَعمُرُ فى قَلبِ المُتَکَبِّرِ الجَبّارِ، لأِنَّ اللّه  جَعَلَ التَّواضُعَ آلَهَ العَقلِ وَجَعَلَ التَّکَبُّرَ مِن آلَهِ الجَهلِ.

زراعت در زمین هموار مى روید، نه بر سنگ سخت و چنین است که حکمت، در دل هاى متواضع جاى مى گیرد نه در دل هاى متکبر. خداوند متعال، تواضع را وسیله عقل و تکبر را وسیله جهل قرار داده است.

 

4-عن امیر المومنین علیه السلام: فَاعْتَبِرُوا بِمَا كَانَ‏ مِنْ فِعْلِ اللَّهِ بِإِبْلِيسَ إِذْ أَحْبَطَ عَمَلَهُ الطَّوِيلَ وَ جَهْدَهُ الْجَهِيد… عَنْ كِبْرِ سَاعَةٍ وَاحِدَةٍ فَمَنْ ذَا بَعْدَ إِبْلِيسَ يَسْلَمُ عَلَى اللَّهِ سُبْحَانَهُ بِمِثْلِ مَعْصِيَتِه‏.

امیر المومنین علیه السلام: عبرت بگیرید از کاری که خدا با ابلیس کرد؛ زیرا اعمال طولانی و کوششهای فراوان او را (در مسیر عبادت و بندگی خدا) به خاطر ساعتی تکبر نابود ساخت، چگونه ممکن است کسی بعد از ابلیس همان گناه را مرتکب شود، ولی سالم بماند»؟

 

5-امام صادق علیه‌السلام: مَن ذَهَبَ یَرى أَنَّ لَهُ عَلَى الآخَرِ فَضلاً فَهُوَ مِنَ المُستَکبِرینَ، (قالَ حَفصُ بنُ غیاثٍ): فَقُلتُ لَهُ إِنَّما یَرى أَنَّ لَهُ عَلَیهِ فَضلاً بِالعافیَهِ إذا رَآهُ مُرتَکِبا لِلمَعاصى، فَقالَ: هَیهاتَ هَیهاتَ! فَلَعَلَّهُ أَن یَکونَ قَد غُفِرَ لَهُ ما أتى وَ أَنتَ مَوقوفٌ مُحاسَبٌ أَما تَلَوتَ قِصَّهَ سَحَرَه موسى (علیه‌السلام).

هر کس خودش را بهتر از دیگران بداند، او از متکبران است. حفص بن غیاث مى گوید: عرض کردم: اگر گنهکارى را ببیند و به سبب بى گناهى و پاکدامنى خود، خویشتن را از او بهتر بداند چه؟ فرمودند: هرگز هرگز! چه بسا که او آمرزیده شود اما تو را براى حسابرسى نگه دارند، مگر داستان جادوگران و موسى (علیه‌السلام) را نخوانده اى؟

6-عَنْ أَبی جَعْفَرٍ علیه السلام:‏ الْعِزُّ رِدَاءُ اللَّهِ وَ الْكِبْرُ إِزَارُهُ فَمَنْ تَنَاوَلَ شَيْئاً مِنْهُ أَكَبَّهُ اللَّهُ فِي جَهَنَّمَ.

امام باقر عليه السلام فرمود: عزّت، به منزله رداى خدا، و بزرگى، به منزله جامه آن جناب است. پس هر كه چيزى را از آن ها فرا گيرد (و مرتکب کبر و عزّت شود)، خدا او را با صورت در دوزخ افكند».

 

7-عَنْ أَبَانٍ عَنْ حُكَيْمٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام عَنْ أَدْنَى الْإِلْحَادِ فَقَالَ إِنَّ الْكِبْرَ أَدْنَاهُ.

ابان از حكيم روايت كرده است كه گفت: از امام جعفر صادق عليه السلام سؤال كردم راجع به کمترین مرحله ی کفر فرمود: «به درستى كه تكبّر، پایین ترین مرحله ی کفر است».

 

8-عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ وَ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالا لَا يَدْخُلُ الْجَنَّةَ مَنْ فِي قَلْبِهِ مِثْقَالُ ذَرَّةٍ مِنْ كِبْرٍ.

از امام محمد باقر و امام جعفر صادق عليهما السلام روايت است كه فرمودند: كسى كه در دلش به اندازه ی مثال ذرّه ای (کوچک ترین مقدار ممک) از تکبّر باشد داخل بهشت نمیشود

 

9-عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام: الْكِبْرُ أَنْ تَغْمِصَ النَّاسَ وَ تَسْفَهَ الْحَقَ‏.

امام جعفر صادق عليه السلام فرمود:«تكبّر، آن است كه مردم را حقير و كوچك شمارى (و ايشان را هيچ نپندارى)، و حق را سبك و خوار دارى».

10- قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله و سلم:‏ إِنَّ أَعْظَمَ الْكِبْرِ غَمْصُ الْخَلْقِ وَ سَفَهُ الْحَقِّ قَالَ قُلْتُ وَ مَا غَمْصُ الْخَلْقِ وَ سَفَهُ الْحَقِّ قَالَ يَجْهَلُ الْحَقَّ وَ يَطْعُنُ عَلَى أَهْلِهِ فَمَنْ فَعَلَ ذَلِكَ فَقَدْ نَازَعَ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ رِدَاءَهُ.

امام جعفر صادق عليه السلام فرمود كه:«رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود: به درستى كه بزرگ‏ترين تكبّر، خوار شمردن خلق و سبك داشتن حقّ است». راوى مى‏گويد كه: عرض كردم: خوار شمردن خلق و سبك داشتن حق چيست؟فرمود: «آن است كه حق را ندانى و بر اهل آن طعنه زنى؛ پس هر كه چنين كند، با خداى عز و جل در باب رداى آن جناب منازعه كرده است».

 

11- عن أَبی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام يَقُولُ:‏ إِنَّ الْمُتَكَبِّرِينَ يُجْعَلُونَ فِي صُوَرِ الذَّرِّ يَتَوَطَّأُهُمُ النَّاسُ حَتَّى يَفْرُغَ اللَّهُ مِنَ الْحِسَابِ.

امام جعفر صادق عليه السلام:«به درستى كه متكبّران در روز قيامت، در صورت مورچگان محشور مى‏شوند، و مردمان پا بر روى ايشان مى‏گذارند، تا خدا از حساب بندگان فارغ شود».

 

12-يعقوب بن سالم،عن عبد الاعلى‏ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: قُلْتُ لَهُ مَا الْكِبْرُ فَقَالَ أَعْظَمُ الْكِبْرِ أَنْ تَسْفَهَ الْحَقَّ وَ تَغْمِصَ النَّاسَ قُلْتُ وَ مَا سَفَهُ الْحَقِّ قَالَ يَجْهَلُ الْحَقَّ وَ يَطْعُنُ عَلَى أَهْلِهِ.

يعقوب بن سالم، از عبد الاعلى از‏ امام جعفر صادق عليه السلام به آن حضرت عرض كردم كه: تكبّر چيست؟ فرمود كه: «بزرگ‏ترين تكبّر آن است كه حق را سبك دارى و مردم را خوار شمارى». عرض كردم كه: سبك داشتن حق چيست؟ فرمود كه: «حق را ندانى و بر اهل آن طعنه زنى».

 

13-عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: إِنَّ يُوسُفَ ع لَمَّا قَدِمَ عَلَيْهِ الشَّيْخُ يَعْقُوبُ ع دَخَلَهُ عِزُّ الْمُلْكِ فَلَمْ يَنْزِلْ إِلَيْهِ فَهَبَطَ جَبْرَئِيلُ ع فَقَالَ يَا يُوسُفُ ابْسُطْ رَاحَتَكَ‏ فَخَرَجَ مِنْهَا نُورٌ سَاطِعٌ فَصَارَ فِي جَوِّ السَّمَاءِ فَقَالَ يُوسُفُ يَا جَبْرَئِيلُ مَا هَذَا النُّورُ الَّذِي خَرَجَ مِنْ رَاحَتِي فَقَالَ نُزِعَتِ النُّبُوَّةُ مِنْ عَقِبِكَ عُقُوبَةً لِمَا لَمْ تَنْزِلْ إِلَى الشَّيْخِ يَعْقُوبَ فَلَا يَكُونُ مِنْ عَقِبِكَ نَبِيٌّ.

امام صادق عليه السلام فرمود: «به درستى كه چون يعقوب پيرمرد بر يوسف عليه السلام وارد شد و به مصر رسيد، عزّت پادشاهى بر یوسف داخل شد، و به سوى پدر فرود نيامد (يعنى به جهت احترام او ، از مركب پياده نشد). پس جبرئيل عليه السلام بر او فرود آمد و گفت كه: اى يوسف! كف دست خويش را بگشا. چون گشود، نورى تابان از آن بيرون آمد و در هواى آسمان انتقال يافت. يوسف گفت كه: اى جبرئيل! اين نورى كه از كف دست من بيرون آمد، چه بود؟ جبرئيل گفت كه: پيغمبرى از نسل تو برداشته شد، به جهت عقوبت براى آنکه به سوى يعقوب فرود نيامدى، و به اين سبب از نسل تو پيغمبرى نخواهد بود».

 

14- امام صادق علیه‌السلام: إِنَّ فِى السَّماءِ مَلَکَینِ مُوَکَّلَینِ بِالعِبادِ، فَمَن تَواضَعَ لِلّهِ رَفَعاهُ وَمَن تَکَبَّرَ وَضَعاهُ.

در آسمان دو فرشته بر بندگان گماشته شده اند پس هر کس براى خدا تواضع کند، او را بالا برند و هر کس تکبر ورزد او را پَست گردانند.

 

15- عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: مَا مِنْ عَبْدٍ إِلَّا وَ فِي رَأْسِهِ حَكَمَةٌ وَ مَلَكٌ يُمْسِكُهَا فَإِذَا تَكَبَّرَ قَالَ لَهُ اتَّضِعْ وَضَعَكَ اللَّهُ‏ فَلَا يَزَالُ أَعْظَمَ النَّاسِ فِي نَفْسِهِ وَ أَصْغَرَ النَّاسِ فِي أَعْيُنِ النَّاسِ وَ إِذَا تَوَاضَعَ رَفَعَهُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ ثُمَّ قَالَ لَهُ انْتَعِشْ نَعَشَكَ اللَّهُ‏ فَلَا يَزَالُ أَصْغَرَ النَّاسِ فِي نَفْسِهِ وَ أَرْفَعَ النَّاسِ فِي أَعْيُنِ النَّاسِ.

امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده است كه فرمود: هيچ بنده‏اى نيست، مگر آنكه حَكَمه‏اى(حلقه‏اى است آهنين كه در دهنه لجام كنند)‏ در سر او است و فرشته‏اى آن را نگاه مى‏دارد. پس چون تكبّر كند، فرشته به او مى‏گويد كه:فرومايه و پست شو. خدا تو را پست و فرومايه گرداند. بعد از آن، پيوسته در دل خويش از همه مردمان بزرگ‏تر، و در چشم مردم از همه مردمان كوچك‏تر است. و هرگاه فروتنى‏كند، خداى عز و جل او را بلند گرداند. بعد از آن، فرشته به او مى‏گويد كه: بلند شو. خدا تو را بلند گرداند و دستت را بگيرد. پس پيوسته در دل خويش از همه مردمان كوچك‏تر، و در چشم مردمان از همه مردمان بزرگ‏تر باشد».

16-حضرت زهرا سلام الله علیه السلام: فَجَعلَ اللهُ الایمانَ تَطهیراً لَکم مِنَ الشِّرکِ ، وَ الصَّلاهَ تَنزیهاً لَکم عَن الکِبرِ.

خدای تعالی ایمان را برای پاکیزگی از شرک قرار داد ، و نماز را برای دوری از تکبر و خودخواهی.

 

17- امام على علیه‌السلام:وَعَن ذلِکَ ما حَرَسَ اللّه عِبادَهُ المُؤمِنینَ بِالصَّلَواتِ وَالزَّکَواتِ وَمُجاهَدَهِ الصِّیامِ فِى الیّامِ المَفروضاتِ تَسکینا لأَطرافِهِم وَتَخشیعا لأَبصارِهِم وَتَذلیلاً لِنُفوسِهِم وَتَخفیضا لِقُلُوبِهِم وَإِذهابا لِلخُیَلاءِ عَنهُم… اُنظُروا إِلى ما فى هذِهِ الفعالِ مِن قَمعِ نَواجِمِ الفَخرِ وَقَدعِ طَوالِعِ الکِبرِ.

از این جاست که خداوند بندگان مؤمن خود را به وسیله نمازها و زکاتها و جدّیت در روزه دارى در روزهاى واجب، نگهبانى مى کند، زیرا که این امور باعث آرام شدن اعضاء و جوارح و خشوع دیدگان و فروتنى جانها و خضوع دلها و بیرون راندن کبر و نخوت از وجود آنان مى شود… بنگرید، که این اعمال چگونه نمودهاى فخر فروشى را در هم مى شکند و آثار و نشانه هاى تکبر را مى زداید!

 

18-أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع أُصُولُ الْكُفْرِ ثَلَاثَةٌ الْحِرْصُ وَ الِاسْتِكْبَارُ وَ الْحَسَدُ فَأَمَّا الْحِرْصُ فَإِنَّ آدَمَ ع حِينَ نُهِيَ عَنِ الشَّجَرَةِ حَمَلَهُ الْحِرْصُ عَلَى أَنْ أَكَلَ مِنْهَا وَ أَمَّا الِاسْتِكْبَارُ فَإِبْلِيسُ حَيْثُ أُمِرَ بِالسُّجُودِ لآِدَمَ فَأَبَى وَ أَمَّا الْحَسَدُ فَابْنَا آدَمَ حَيْثُ قَتَلَ أَحَدُهُمَا صَاحِبَهُ.

امام صادق علیه السلام: ریشه های کفر (منظور از کفر در اینجا عصیان و نافرمانی خدا به معنی اعم است) سه چیز می باشد: حرص و تکبر و حسد.

اما «حرص» به خاطر آن است که هنگامی که آدم از خوردن شجره ممنوعه نهی شد، حرص او را وادار کرد که از آن بخورد و اما استکبار، نمونه آن ابلیس بود که مامور به سجده برای آدم شد، ولی او سرپیچی کرد، اما حسد، در مورد فرزند آدم ظاهر گشت و سبب شد که یکی دیگری را به قتل برساند.

 

19- رسول اکرم صلى الله علیه وآله: إِنَّهُ لَیُعجِبُنى أَن یَحمِلَ الرَّجُلُ الشَّى ءَ فى یَدِهِ یَکونُ مَهنَئا لأِهلِهِ یَدفَعُ بِهِ الکِبرَ عَن نَفسِهِ.

براستى که خوش دارم مرد با خوشحالى و افتخار چیزى را با دست خودش براى خانواده اش ببرد و بدین وسیله تکبر را از خود دور کند.

 

20- امام على علیه‌السلام: عَجِبتُ لِلمُتَکَبِّرِ الَّذى کانَ بِالمسِ نُطفَهً وَیَکونُ غَدا جیفَهً.

در شگفتم از شخص متکبّر، که دیروز نطفه اى بوده و فردا لاشه اى است.

21- امام على علیه‌السلام: اَلحِرصُ وَالکِبرُ وَالحَسَدُ دَواعٍ إِلَى التَّقَحُّمِ فِى الذُّنوبِ.

حرص و تکبّر و حسادت، انگیزه هاى فرورفتن در گناهانند.

 

22-عن امیر المومنین علیه اسلام: إحذر الكبر فإنّه‏ رأس الطّغيان و معصية الرّحمن.

از تکبر بپرهیزید که سرآغاز طغیانها و معصیت و نافرمانی خداوند رحمان است.

 

23-عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص‏ ثَلَاثَةٌ لا يُكَلِّمُهُمُ اللَّهُ‏ وَ لا يَنْظُرُ إِلَيْهِمْ‏ يَوْمَ الْقِيامَةِ وَ لا يُزَكِّيهِمْ‏ وَ لَهُمْ عَذابٌ أَلِيمٌ‏ شَيْخٌ زَانٍ وَ مَلِكٌ جَبَّارٌ وَ مُقِلٌّ مُخْتَالٌ‏.

از امام محمد باقر عليه السلام روايت كرده است كه فرمود: «رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود كه: سه نفر (گروه) هستند كه خدا در روز قیامت با ايشان سخن نمى‏گويد، و به سوى ايشان نظر (رحمت) نمى‏كند، و براى ايشان عذابى دردناك است: پيرمرد زناكار و پادشاه جبّار و فقير تكبّردار».

 

24- امام محمد باقر علیه‌السلام:الجَبّارونَ اَبعَدُ النّاس منَ اللهِ عزُّ و جلَّ یومَ القیامَهِ.

دورترین مردم ار خداوند عزّو جل در روز قیامت سرکشانِ متکبّر هستند.

 

25- عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ سَمِعْتُهُ يَقُولُ‏ الْكِبْرُ قَدْ يَكُونُ فِي شِرَارِ النَّاسِ مِنْ كُلِّ جِنْسٍ وَ الْكِبْرُ رِدَاءُ اللَّهِ فَمَنْ نَازَعَ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ رِدَاءَهُ لَمْ يَزِدْهُ اللَّهُ إِلَّا سَفَالًا إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ ص مَرَّ فِي بَعْضِ طُرُقِ الْمَدِينَةِ وَ سَوْدَاءُ تَلْقُطُ السِّرْقِينَ فَقِيلَ لَهَا تَنَحَّيْ عَنْ طَرِيقِ رَسُولِ اللَّهِ فَقَالَتْ إِنَّ الطَّرِيقَ لَمُعْرَضٌ فَهَمَّ بِهَا بَعْضُ الْقَوْمِ أَنْ يَتَنَاوَلَهَا فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص دَعُوهَا فَإِنَّهَا جَبَّارَةٌ.

از امام جعفر صادق عليه السلام روايت شده كه فرمود: شنيدم از آن حضرت كه مى‏فرمود: «گاه است كه تكبّر، در بدترين مردمان از هر جنسی مى‏باشد، و بزرگى، به منزله رداى خدا است. پس هر كه با خداى عز و جل در باب رداى او منازعه كند (و بخواهد تکبر بورزد) ، خدا غير از پستى، چيزى بر او نيفزايد. به درستى كه رسول خدا صلى الله عليه و آله در بعضى از كوچه‏هاى مدينه گذشت، و زن سياهى سرگين برمى‏چيد، به آن زن گفتند كه: از راه رسول خدا صلى الله عليه و آله دور شو. گفت كه: راه وسیع است. پس بعضى از آن قوم قصد كرد كه او را بگيرد و دور گرداند. رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود كه: او را وا گذاريد؛ زيرا كه او گردنكش و صاحب تكبّر است».

 

26- مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَحَدِهِمَا ع قَالَ: لَا يَدْخُلُ الْجَنَّةَ مَنْ كَانَ فِي قَلْبِهِ مِثْقَالُ حَبَّةٍ مِنْ خَرْدَلٍ مِنَ الْكِبْرِ قَالَ فَاسْتَرْجَعْتُ فَقَالَ مَا لَكَ تَسْتَرْجِعُ قُلْتُ لِمَا سَمِعْتُ مِنْكَ فَقَالَ لَيْسَ حَيْثُ تَذْهَبُ إِنَّمَا أَعْنِي الْجُحُودَ إِنَّمَا هُوَ الْجُحُودُ.

محمد بن مسلم، از امام محمد باقر يا امام جعفر صادق عليهما السلام روايت كرده است كه فرمود: «هر كه در دلش به اندازه ی دانه خردل، از تكبّر باشد، داخل بهشت نخواهد شد». راوى مى‏گويد كه: پس من استرجاع كردم (يعنى گفتم: «إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ»). حضرت فرمود: «چرا استرجاع مى‏كنى؟» عرض كردم: به جهت آن‏چه از تو شنيدم (به خاطر اهمیت مطلب و این که اگر این طور باشد همه از نابود میشوند). فرمود: «چنان نيست كه تو گمان كردى. مقصود من از كبر كه، انكار  (حق) است، و نيست كبر، مگر انكار حق».

کبر

27-عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: إِنَّ فِي جَهَنَّمَ لَوَادِياً لِلْمُتَكَبِّرِينَ يُقَالُ لَهُ سَقَرُ شَكَا إِلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ شِدَّةَ حَرِّهِ وَ سَأَلَهُ أَنْ يَأْذَنَ لَهُ أَنْ يَتَنَفَّسَ فَتَنَفَّسَ فَأَحْرَقَ جَهَنَّمَ.

امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده است كه فرمود: «در دوزخ سرزمینی است مخصوص متكبّران، كه آن را سقر مى‏گويند. و آن وادی، از سختى حرارت و گرمى خود به خدا شكايت مینماید، و از خداوند درخواست میکند كه او را رخصت دهد كه نفس بكشد، چون رخصت ميابد و نفس می كشد، پس جهنم را می سوزاند».

 

28-عُمَرَ بْنِ يَزِيدَ عَنْ أَبِيهِ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع إِنَّنِي آكُلُ الطَّعَامَ الطَّيِّبَ وَ أَشَمُّ الرِّيحَ الطَّيِّبَةَ وَ أَرْكَبُ الدَّابَّةَ الْفَارِهَةَ وَ يَتْبَعُنِي الْغُلَامُ فَتَرَى فِي هَذَا شَيْئاً مِنَ التَّجَبُّرِ فَلَا أَفْعَلَهُ فَأَطْرَقَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع‏ ثُمَّ قَالَ إِنَّمَا الْجَبَّارُ الْمَلْعُونُ مَنْ غَمَصَ النَّاسَ وَ جَهِلَ الْحَقَّ قَالَ عُمَرُ فَقُلْتُ أَمَّا الْحَقُّ فَلَا أَجْهَلُهُ وَ الْغَمْصُ لَا أَدْرِي مَا هُوَ قَالَ مَنْ حَقَّرَ النَّاسَ وَ تَجَبَّرَ عَلَيْهِمْ فَذَلِكَ الْجَبَّارُ.

محمد بن عمر بن يزيد، از پدرش روايت است كه گفت: به خدمت امام جعفر صادق عليه السلام عرض كردم كه: من طعام پاكيزه مى‏خورم، و بوى خوش مى‏بويم، و بر حيوان خوش رفتار سوار مى‏شوم، و غلام در پشت سرم راه مى‏رود، پس آيا در اين رفتار چيزى از تكبّر مى‏بينى؟ بفرما تا من آن را نكنم. حضرت صادق عليه السلام سر به زير افكند. بعد از آن فرمود: «جز اين نيست كه جبّار و متكبّر ملعون، كسى است كه مردم را

غمص كند و حق را نداند». عمر مى‏گويد كه: عرض كردم كه: امّا حق را جاهل نيستم، وليكن غمص مردم را نمى‏دانم كه آن، چه چيز است؟ فرمود كه: «هر كه مردم را حقير شمارد و بر ايشان گردنكشى كند، چنين كسى متكبّر است»

 

 

مقالات مرتبط
سید محمد
بدون دیدگاه
سید محمد
بدون دیدگاه
سید محمد
بدون دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

امام زمان

محتوای جدول

اسعد الله ایامکم

عید شما مبارک

در این عید سعید چه زیباست با مطالعه ی روایات اهل البیت علیهم السلام موجبات نزدیکی بیشتر به خداوند متعال و پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم را فراهم آوریم