جستجو کردن

حضرت ام البنین (س)

ازدواج امام علی علیه السلام با ام البنین علیها السلام و رویای صادقه ام البنین.

عقيل يکی از کسانی بود که نظر وگفته اش در علم انساب حجت بود ودر مسجد حضرت رسول (صلي الله عليه و آله) براي وی حصيری ميگذاردند که برآن نماز ميکرد وقبائل عرب براي شناخت وآگاهي از علم انساب به دورش جمع می شدند واودرپاسخ مراجعات ، بسيار سريع الانتقال بود.

از اين روست که علی بن ابيطالب (عليه السلام) آنگاه که قصد ازدواج دارد به برادر خويش، عقيل بن ابی طالب که در علم «انساب » معروف بود و ذهن و سينه اش گنجينه ای از اسرار خاندان گوناگون عرب بوده می فرمايد: «زنی را برای من اختيار کن که از نسل دليرمردان عرب باشد تا با او ازدواج کنم و او برايم پسری شجاع  به دنيا آورد.»

عقيل، بانو ام‌البنين از خاندان بنى‌کلاب را که در شجاعت بى‏مانند بود، براى حضرت انتخاب کرد. ودر پاسخ برادر گفت: «با ام البنين کلابيه ازدواج کن زيرا در عرب شجاعتر از پدران و خاندان وی نيست.»  عقيل همچنين از ديگر خصوصيات بارز خاندان بنی کلاب مي گويد و امام اين انتخاب را پسنديد و عقيل را به خواستگارى نزد پدر ام‌البنين فرستاد.

مراسم خواستگاري از ام البنين:

حضرت علی (عليه السلام) پس از اينکه فاطمه کلابيه را پسنديد عقيل برادرش را برای خواستگاری به نزد پدر فاطمه فرستاد .حزام  که بسيار ميهمان دوست بود پذيرايی کاملی از او کرده و با احترام فراوان به او خيرمقدم گفته و در مقابل وی قربانی کرد.

سنت و رسم عرب اين بود که تا سه روز از ميهمان پذيرايی مي کردند و روز سوم حاجت او را می پرسيدند و از علت آمدنش سؤال می کردند و خانواده ام البنين که خارج از مدينه زندگی می کردند نيز چنين رسمی را به جای آوردند.

روز چهارم با ادب و احترام از علت ورود وی جويا شدند و عقيل گفت: به خواستگاری دخترت فاطمه آمده ام، براي پيشوای دين و بزرگ اوصيا و امير مؤمنان علی بن ابيطالب.

حزام که هرگز پيش‌بينی چنين پيشنهادی را نمی‌کرد، حيرت‌زده ماند. با کمال صداقت و راستگويی گفت : بَه بَه چه نسب شريفی و چه خاندان با مجد و عظمتی! اما اي عقيل «شايسته اميرالمؤمنين يک زن باديه نشين با فرهنگ باديه نشينان نيست. او با يک زنی  بالاتر ازدواج کند و اين دو فرهنگ با هم فرق دارند.«عقيل پس از شنيدن سخنان وی گفت:اميرالمؤمنين از آنچه تو می گويی خبر دارد و با اين اوصاف ميل به ازدواج با او دارد.

پدر ام البنين که نمی دانست چه بگويد از عقيل مهلت خواست تا از مادر دختر، ثمامه بنت سهيل، و خود دختر سؤال کند و به او گفت: «زنان بيشتر از روحيات و حالات دخترانشان آگاه هستند و مصلحت آنها را بيشتر می دانند.»

وقتی پدر ام البنين به نزد همسر و دخترش برگشت ديد همسرش موهای ام البنين را شانه می زند و او از خوابی که شب گذشته ديده بود براي مادر سخن می گويد… «مادر خواب ديدم که در باغ سرسبز و پردرختی نشسته ام. نهرهای روان و ميوه هاي فراوان در آنجا وجود داشت. ماه و ستارگان مي درخشيدند و من به آن ها چشم دوخته بودم و درباره عظمت آفرينش و مخلوقات خدا فکر می کردم…

در اين افکار غرق بودم که ماه از آسمان فرود آمد و در دامن من قرار گرفت و نوری از آن ساطع می شد که چشمها را خيره مي کرد. در حال تعجب و تحير بودم که سه ستاره نورانی ديگر هم در دامنم ديدم. نور آنها نيز مرا مبهوت کرده بود. هنوز در حيرت و تعجب بودم که هاتفی ندا داد و مرا با اسم خطاب کرد من صدايش را مي شنيدم ولی او را نمی ديدم گفت:

بشراکِ فاطمةُ بسادة الغُرَر                ثلاثة انجم و الزاهر القمر

ابوهم سيد في الخلق قاطبة          بعد الرسول کذا قد جاء في الخبر

«فاطمه مژده باد تو را به سيادت و نورانيت. به ماه نورانی و سه ستاره درخشان پدرشان سيد و سرور همه انسانهاست
بعد از پيامبر گرامی و اينگونه در خبر آمده است.«

پس از خواب بيدار شدم در حالی که می ترسيدم. مادرم! تاويل رؤياي من چيست؟! مادر به دخترک فهيمه و عاقله خود گفت: «دخترم رؤيای تو صادقه است ای دخترکم به زودی تو با مرد جليل القدری که مجد و عظمت فراوانی دارد ازدواج می کنی. مردی که مورد اطاعت امت خود است.

از او صاحب چهار فرزند مي شوي که اولين آنها مثل ماه چهره اش درخشان است و سه تای ديگر چونان ستارگانند«پس از صحبتهای دوستانه و صميمانه مادر و دختر، حزام بن خالد وارد اتاق شد و از آنها در مورد پذيرش علی(عليه السلام) سؤال کرد و گفت: آيا دخترمان را شايسته همسری اميرالمؤمنين(عليه السلام) می دانی؟

بدان که خانه او خانه وحی و نبوت و خانه علم و حکمت و آداب است اگر (دخترت را) اهل و لايق اين خانه می دانی – که خادمه اين خانه باشد – قبول کنيم و اگر اهليت در او نمی بينی پس نه؟

همسر او که قلبي مالامال از عشق به امامت داشت گفت: «اي حزام ! به خدا سوگند من او را خوب تربيت کردم و از خدای متعال و قدير خواستارم که او واقعا سعادتمند شود و صالح باشد برای خدمت به آقا و مولايم اميرالمؤمنين(عليه السلام) پس او را به علی بن ابيطالب، مولايم، تزويج کن.»

عقيل با اجازه از ام البنين عقد بين اين دو بزرگوار را اجرا کرد با مهريه ای که سنت رسول اللّه (صلي الله عليه و آله) بود و برای دختران و همسران خود معين کرده بود و آن 500 درهم بود در حالی که پدر او می گفت:

«او هديه ای است از سوی ما به پسرعموی رسول خدا و ما طمع به مال و ثروت او ندوخته ايم.»

حضرت ام البنین
حضرت ام البنین

ادب حضرت ام البنین علیها السلام و در خواست تغییر نام.

بعد از گذشت چند روز از ازدواج این بانو با حضرت علی(علیه السلام)، روزی امیرالمومنین(علیه السلام) نزد ایشان رفتند و ام البنین(سلام الله علیها) را مغموم و مهموم یافتند.

وقتی از این بزرگوار علت ناراحتی‌شان را پرسیدند، بانو در پاسخ، از حضرت درخواست کرد نام «فاطمه» را از روی ایشان بردارند و دیگر ایشان را به این نام نخوانند.

وقتی امیرالمومنین(علیه السلام) علت این درخواست را پرسیدند، ام البنین(سلام الله علیها) فرمود: «من به این خانه آمده ام تا نوکری فرزند شما را بکنم نه اینکه جای مادرشان را بگیرم».

در اینجا حضرت امیر(علیه السلام) به ایشان فرمود: «بل انت ام البنین». بانو به حضرت امیر (علیه السلام) عرض کرد: «آقا من پسری ندارم(که شما این نام را بر من گذاشتید)!!». حضرت(علیه السلام) فرمود: «خدا به تو مرحمت خواهد کرد».

یکی دیگر از جنبه های ادب جناب ام البنین علیها السلام.

جناب قنبر می گوید: وقتی برای گفتن خبر تولد حضرت عباس(سلام الله علیه) به نزد امیرالمومنین(علیه السلام) رفتم، ایشان در نخلستانی مشغول آبیاری بودند. گفتم خداوند از ام البنین(سلام الله علیها) به شما پسری عطا کرده. حضرت وقتی این خبر را شنیدند با پاهای گل آلود، بیل را بر زمین انداخته و به سرعت و هروله کنان به منزل رفتند.

در اینجا باید به ادب و نزاکت این بانو پی برد. حضرت علی(علیه السلام) بر ام البنین(سلام الله علیها) وارد می شوند و از احوال او می پرسند. ام البنین(سلام الله علیها) می فرماید: «به دعای امیرالمومنین حال کنیزتان خوب است». دقت کنید! نمی گوید ” همسرتان ” ؛ بلکه می گوید ” کنیزتان “. سپس حضرت علی(علیه السلام) می پرسد که کودک کجاست؟ ام البنین(سلام الله علیها) می گوید: «پسرتان در آن اتاق است». باز نمی فرماید ” پسرمان ” ؛ یعنی ما از شما جداییم. زیرا شما آقا و همه کاره مایید. امیر عالم شمایید.

  1. ادب الطف او شعر الحسين، جواد شبر، بيروت، دارالمرتضي، ۱۴۰۹ق

2.مجموعه آثار، ج 17، ص 242 ، نويسنده: شهيد مطهري

  1. ستاره درخشان مدينه حضرت ام البنين
  2. ام البنين (س) زيباترين الگوي نامادري!،يکتايي، محمدرضا،ناشرفارابي

5.ام البنين (س)، مادر مهتاب پديدآورنده ناحيدطيبي

6.ام البنين نمادى از خودگذشتگى،محمدرضاعبدالاميرانصاري

 

 

مقالات مرتبط
سید محمد
بدون دیدگاه
سید محمد
بدون دیدگاه
سید محمد
بدون دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

امام زمان

محتوای جدول

اسعد الله ایامکم

عید شما مبارک

در این عید سعید چه زیباست با مطالعه ی روایات اهل البیت علیهم السلام موجبات نزدیکی بیشتر به خداوند متعال و پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم را فراهم آوریم