جستجو کردن

نشانه های ظهور

 

جابر بن يزيد جعفىّ گفت: امام الباقر عليه السّلام فرمود:

اى جابر زمين گير باش و دست و پائى نزن تا آنگاه كه نشانه‏هائى را كه برايت ميگويم به بينى اگر بآنها برسى.

اوّلش اختلاف بنى عبّاس است و به نظر من تو آن روز را درك نخواهى كرد ولى از من به كسانى كه پس از من خواهند آمد بازگو كن و آواز دهنده‏اى كه از آسمان آواز خواهد داد و از سوى دمشق آوازه فتح و پيروزى به شما خواهد رسيد و يكى از آباديهاى شام بنام جابيه‏ فرو خواهد رفت و بخشى از مسجد دمشق كه در سمت راست واقع شده سقوط كند و گروهى خارج از دين كه از ناحيه ترك باشند خروج كنند و به دنبالش در روم اغتشاش شود و برادران ترك روى آورند تا آنكه به جزيره فرود آيند و گروه خارج از دين روميان روى آورند تا آنكه به رمله فرود آيند.

در آن سال اى جابر در هر ناحيه از مغرب اختلاف فراوانى روى خواهد داد پس نخستين سرزمينى كه ويران شود سرزمين شام باشد اين هنگام اختلافشان به سه پرچم انجامد: پرچم اصهب و پرچم ابقع و پرچم سفيانى پس سفيانى با ابقع برخورد كند و بجنگد و سفيانى او و پيروانش را بكشد و سپس اصهب را بكشد سپس همّتى بجز آنكه رو بسوى عراق كند نخواهد داشت و سپاهيانش بقرقيسياء گذر كنند و در آنجا بجنگند و يك صد هزار از ستمگران در آن جنگ كشته شوند و سفيانى سپاهى به كوفه روانه كند كه هفتاد هزار بشمار آيند و اهل كوفه را بكشند و بدار آويزند و اسير كنند.

در اين ميان ناگهان پرچمهائى از جانب خراسان روى آور شود و به سرعت طىّ منازل كند و چند نفر از اصحاب قائم با آنان همراه خواهد بود سپس مردى از كارگران اهل كوفه با جمعى خروج ميكند كه فرمانده سپاه سفيانى او را ميان حيره و كوفه ميكشد و سفيانى هيئتى را روانه مدينه كند پس مهدىّ از مدينه بمكّه فرار كند، اين خبر به سفيانى ميرسد كه مهدى به مكّه رفته است پس سپاهى بدنبال او ميفرستد ولى موفّق به دستگيرى او نميشوند تا آنكه آن حضرت در حال ترس و مراقبت طبق سنّت موسى ابن عمران داخل مكّه مى‏شود.

فرمود: فرمانده سپاه سفيانى در بيداء فرود مى‏آيد پس آواز دهنده‏اى از آسمان آواز ميدهد (اى بيداء اين قوم را نابود كن) پس زمين آنان را فرو ميبرد و به جز چند نفر نجات نمى‏يابند كه صورت آنان را خداوند به پشت برميگرداند و آنان از قبيله كلب خواهند بود و اين آيه در باره آنان نازل شده است: يا أَيُّهَا الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتابَ آمِنُوا بِما نَزَّلْنا مُصَدِّقاً لِما مَعَكُمْ مِنْ قَبْلِ أَنْ نَطْمِسَ وُجُوهاً فَنَرُدَّها عَلى‏ أَدْبارِها- النساء: 47 (اى كسانى كه براى شما كتاب آسمانى فرستاده شد بقرآنى كه فرو فرستاديم كه توراة و انجيل را كه با شما است تصديق ميكند ايمان آوريد پيش از آنكه چهره‏هائى را خط خذلان كشيم و آنها را به پشت‏هايشان برگردانيم).

فرمود: قائم در آن روز در مكّه خواهد بود در حالى كه پشت به بيت اللَّه الحرام داده و به آن پناهنده شده صدا ميزند: اى مردم ما از خدا يارى ميطلبيم هر كس از مردم كه به ما پاسخ داد چه بهتر كه ما خاندان پيامبر شما محمّد ميباشيم و ما سزاوار ترين مردم هستيم به خدا و به محمّد، و هر كس كه با من در باره آدم محاجّه كند بداند كه من سزاوارترين مردم به آدم هستم، و هر كس با من در باره نوح گفتگو كند بداند كه من سزاوارترين مردم به نوح ميباشم، و هر كس با من در باره ابراهيم احتجاج كند بايد بداند كه من سزاوارترين مردم به ابراهيم هستم، و هر كس با من در باره محمّد محاجّه كند پس من سزاوارترين مردم به محمّد هستم، و هر كس با من در باره پيامبران محاجّه كند پس من سزاوارترين مردم به پيامبران هستم، مگر نه اينست كه خداوند در قرآنش ميفرمايد: إِنَّ اللَّهَ اصْطَفى‏ آدَمَ وَ نُوحاً وَ آلَ إِبْراهِيمَ وَ آلَ عِمْرانَ عَلَى الْعالَمِينَ ذُرِّيَّةً بَعْضُها مِنْ بَعْضٍ وَ اللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ‏- آل عمران 34 (آدم و نوح و آل ابراهيم و آل عمران را خداوند بر جهانيان برگزيد فرزندانى هستند برخى از نسل‏ برخى ديگر و خداوند شنوا و دانا است) پس منم بازمانده آدم و ذخيره نوح و برگزيده از ابراهيم و خلاصه‏اى از محمّد صلّى اللَّه عليهم اجمعين.

توجّه كنيد: هر كس كه با من در باره كتاب خدا گفتگو كند پس من سزاوار- ترين مردم به كتاب خدا هستم، توجّه كنيد: هر كس كه با من در باره سنّت رسول اللَّه گفتگو كند پس من سزاوارترين مردم به سنت رسول اللَّه هستم، هر كس را كه امروز سخن مرا ميشنود. بخدا قسمش ميدهم كه حاضرين [از شما] به غائبين برسانند و شما را بحقّ خدا و حقّ رسول او و حقّ خودم قسم ميدهم زيرا مرا بر شما حقّ خويشاوندى رسول خدا ثابت است- كه ما را كمك كنيد و ما را از كسى كه بر ما ستم ميكند باز داريد كه ما وحشت زده شديم و مظلوم گشتيم و از شهرها و كنار فرزندانمان تبعيد شديم و بر ما ستم شد و از حقّ خودمان ممنوع شديم و اهل باطل بر ما دروغ بستند پس خدا را به ياد آريد در باره ما، ما را خوار نكنيد و ما را يارى كنيد تا خدا شما را يارى كند.

فرمود: پس خداوند سيصد و سيزده نفر ياران آن حضرت را بر او گرد مى‏آورد و بدون قرار قبلى خداوند آنان را گرد مى‏آورد همچون پاره‏هاى ابر پائيز كه بهم ميپيوندند اى جابر اين همان آيه است كه خداوند در قرآنش فرموده است: أَيْنَ ما تَكُونُوا يَأْتِ بِكُمُ اللَّهُ جَمِيعاً إِنَّ اللَّهَ عَلى‏ كُلِّ شَيْ‏ءٍ قَدِيرٌ- البقره: 148 (هر جا باشيد خداوند همه شما را مى‏آورد كه خداوند بر همه چيز توانا است).

پس در ميان ركن و مقام با او بيعت ميكنند، و با او خواهد بود وصيّت نامه‏اى از رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله كه به فرزندان از پدرانشان دست بدست به ارث رسيده است و قائم اى جابر مردى است از فرزندان حسين عليه السّلام كه خداوند كارش را در يك شب اصلاح ميفرمايد و هر چه در باره او به نظر مردم مشكل آيد اينكه او از فرزندان رسول خدا است و از علماء يكى پس از ديگرى ارث برده است مشكل نخواهد بود، و به فرض كه همه اينها هم بنظرشان مشكل آيد آن آوازى كه از آسمان بر آيد هنگامى كه او را به نام خودش و نام پدرش و مادرش آواز دهد همه اشكال را بر طرف خواهد نمود.

 

زرارة بن اعين گفت:شنيدم ابا عبد اللَّه امام صادق عليه السّلام ميفرمود:

(آواز دهنده‏اى از آسمان آواز خواهد داد كه فقط فلانى امير است) و آواز دهنده ديگرى آواز دهد كه (فقط على و شيعيانش پيروزند).عرض كردم: پس از اين آواز چه كسى با مهدىّ ميجنگد فرمود: شيطان آواز ميدهد كه (فلانى و شيعيانش پيروزند- از براى مردى از بنى اميه) عرض كردم: چه كسى ميتواند راستگو را از دروغگو بشناسد؟ فرمود: كسانى كه حديث ما از براى آنان روايت شده و پيش از آنكه واقع شود وقوعش را نقل ميكنند و ميدانند كه آنان بر حقّ و راستگويند ميشناسند.

 

زرارة بن اعين گفت: به امام صادق عليه السّلام عرض كردم:

خداوند حال شما را اصلاح فرمايد متعجبم و هم در شگفتم از قائم عليه السّلام كه چگونه با او به جنگ بر خيزند با وجود آنچه از شگفتيها مى‏بينند از قبيل اينكه در بيابان سپاهيان بزمين فرو ميروند و آوازى كه از آسمان بلند مى‏شود؟ فرمود: همانا شيطان آنان را رها نميكند تا آنجا كه همانند آوازى كه روز عقبة براى رسول خدا داد آواز دهد.

ابو عبد اللَّه جعفر بن محمّد عليهما السّلام فرمود:

روزى رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله در بقيع بود كه علىّ عليه السّلام آمد و از رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله جويا شد گفتندش در بقيع است علىّ عليه السّلام نزد رسول خدا آمد و سلامش كرد رسول خدايش فرمود: بنشين و او را در سمت راست خود نشانيد، سپس جعفر بن ابى طالب آمد و از رسول خدا جويا شد باو گفته شد كه در بقيع است نزد آن حضرت آمد و سلامش كرد رسول خدا (ص) او را در سمت چپ خود نشانيد، سپس عبّاس آمد و از رسول خدا جويا شد باو گفته شد كه در بقيع است به نزد آن حضرت آمد و سلامش كرد رسول خدا (ص) در پيش رويش او را نشانيد.

سپس رسول خدا رو بعلىّ كرد و فرمود مژده‏ات ندهم؟ خبرت ندهم؟ عرض كرد: چرا يا رسول اللَّه، فرمود: جبرئيل اندكى پيش نزد من بود و مرا خبر داد آن قائمى كه در آخر زمان خروج ميكند و زمين را پر از عدل ميكند [همان طور كه از ظلم و جور پر شده باشد] از نسل تو و از فرزندان حسين است.

علىّ عرض كرد: يا رسول اللَّه هيچ خيرى از خدا بما نرسيده است مگر آنكه بدست شما بوده است؟

سپس رسول خدا رو بجعفر بن ابى طالب كرد و فرمود: اى جعفر مژده‏ات ندهم؟

خبرت ندهم؟ عرض كرد: چرا يا رسول اللَّه. فرمود: اندكى پيش جبرئيل نزد من بود و مرا خبر داد آن كسى كه آن را (يعنى پرچم را) بقائم ميسپارد از نسل تو است، آيا ميدانى او كيست؟ عرض كرد: نه، فرمود: او همان است كه صورتش همچون دينار (گرد) و دندانهايش همچون ارّه و شمشيرش همچون شعله آتش است با خوارى داخل سپاه مى‏شود و با عزّت از آن بيرون مى‏آيد جبرئيل و ميكائيل او را در ميان ميگيرند.

سپس به عبّاس متوجّه شد و فرمود: اى عمو آنچه را كه جبرئيل بمن خبر داد تو را خبر ندهم؟ عرض كرد: چرا يا رسول اللَّه حضرت (ع) فرمود: جبرئيل بمن گفت:

واى بر نسل تو از فرزندان عبّاس. پس عبّاس عرض كرد: يا رسول اللَّه از زنان دورى نگزينم؟ حضرت به او فرمود: خداوند از آنچه شدنى است فارغ شده است.

عبد اللَّه بن عبّاس:

رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله به پدرم فرمود: اى عبّاس واى بر نسل من از فرزندان تو و واى بر فرزندان تو از فرزندان من. عرض كرد: يا رسول اللَّه از زنها دورى نگزينم؟ يا گفت: (خود را از مردى نيندازم؟) فرمود: علم خدا عزّ و جلّ گذشته است و كارها بدست او است و همانا اين كار در باره فرزندان من انجام خواهد گرفت.

 

علىّ عليه السّلام فرمود:

پس از يك صد و پنجاه سال فرماندارانى كافر و خائنانى بظاهر امين و بازرسانى فاسق خواهيد داشت و نتيجه اين آن خواهد بود كه بازرگانان فراوان ولى سودها اندك گردد، و ربا خوارى رواج يابد، و زنازادگان فراوان شوند و مردم در منجلاب فساد و زنا فرو روند، و معارف دين را نشناخته بگيرند، و هلال‏ها بزرگ شود و زنان بزنان اكتفا كنند و مردان بمردان.

مردى از علىّ بن ابى طالب نقل ميكند: هنگامى كه امير المؤمنين اين حديث را ميفرمود مردى برخاست و عرض كرد: يا امير المؤمنين در چنين روزگار ما چه بايد بكنيم؟ فرمود: فرار، فرار كه دامن عدالت خداوند بر اين امّت گسترده خواهد بود مادامى كه گويندگان بسوى فرمانروايانشان مايل نشوند، و مادامى كه نيكوكارانشان بدكارانشان را باز ميدارند كه اگر چنين نكنند و آنگاه از بدكاران اظهار نفرت بكنند و بزبان «لا اله الا اللَّه‏» گويند خداوند در عرش خود ميفرمايد دروغ گفتيد و شما اين كلمه را از روى صدق و راستى نميگوئيد.

[مترجم گويد: معناى هلال‏ها بزرگ شود شايد آن باشد كه پسران زيبا روى در نظر مردم عظمت يابند چون هلال بمعناى پسر زيبا آمده است و يا آنكه مقصود آنست كه هلال اوّل ماه از نظر مردم پوشيده گردد و در شبهاى بعد كه بزرگ است ديده مى‏شود و بنا بر اين آنچه بعضى از فضلا احتمال داده است كه تعظم الاهله غلط باشد و صحيحش (تغطّى الاهلّه) باشد وجهى ندارد زيرا معناى مورد نظر ايشان با كلمه (تعظم) نيز درست است چنانچه گفته شد].

 

امير المؤمنين علیه السلام فرمود:

فرمانروائى بنى عبّاس بآسانى و بدون سختى‏ صورت ميگيرد و اگر ترك و ديلم و سند و هند و بربر و طيلسان‏ (کشوری پهناور در نواحی دیلم و خزر) دور هم گرد آيند نتوانند حكومت آنان را سرنگون سازند و همواره در حكومتشان شاداب خواهند بود تا آنكه كارمندان دولتى از آنان كناره گيرند و خداوند مردى علج (شخص کافر یا شخصی که کم بودی در خلقش باشد یا شخص پست و فرو مایه) كارساز را بر آنان مسلّط كند و از همان جا خروج كند كه حكومتشان از آنجا آغاز شده بود به هيچ شهرى نميگذرد مگر آنكه آن را ميگشايد و هيچ پرچمى برايش برافراشته نميشود مگر آنكه سرنگونش ميكند و هيچ نعمتى باقى نمى‏ماند مگر آنكه نابودش ميكند واى بر كسى كه با او به مخالفت برخيزد و او اين چنين خواهد بود تا آنكه پيروز شود و پيروزيش بدست مردى از خاندان من سپرده شود كه حق گو باشد و بحقّ رفتار كند.

 

امام صادق علیه السلام فرمود:

پيشاپيش قيام قائم نشانه‏هائى خواهد بود: گرفتارى از جانب خدا براى بندگان مؤمنش. عرض كردم: آن گرفتارى چيست؟ فرمود: همان است كه خداى عزّ و جلّ ميفرمايد وَ لَنَبْلُوَنَّكُمْ‏ بِشَيْ‏ءٍ مِنَ الْخَوْفِ وَ الْجُوعِ وَ نَقْصٍ مِنَ الْأَمْوالِ وَ الْأَنْفُسِ وَ الثَّمَراتِ وَ بَشِّرِ الصَّابِرِينَ‏ البقره: 155 حتما ما شما را آزمايش خواهيم كرد به چيزى از ترس و گرسنگى و كم بود در مال و جان و ميوه‏جات و بردباران را مژده بده. فرمود: ما حتما شما را آزمايش خواهيم كرد يعنى مؤمنين را (بچيزى از ترس) از پادشاهان فلان خانواده در پايان سلطنتشان (و گرسنگى) با گرانى قيمتهاشان (و كمبود ثروتها) تباهى بازرگانى و كم سود بودن تجارتها (و جانها) فرمود: يعنى مرگ زودرس (و ميوه‏جات) يعنى كم شدن كشاورزى و كم بود بركت ميوه‏ها (و برد باران را مژده بده) در چنين وقت بخروج حضرت قائم عليه السّلام.

سپس مرا فرمود: اى محمّد اين است تأويل اين آيه و خداوند ميفرمايد تأويل آن را بجز خدا و پايداران در دانش كسى نميداند.

امام صادق عليه السّلام فرمود:

ناچار بايد پيش از قيام قائم سالى باشد كه مردم در آن سال گرسنه بمانند و از دو ناحيه ترس و سختى آنان را فرا گيرد از كشتار و از كم بود ثروتها و جانها و ميوه‏ها و اين مطلب در كتاب خدا بطور روشن بيان شده است سپس اين آيه را تلاوت فرمود: وَ لَنَبْلُوَنَّكُمْ بِشَيْ‏ءٍ مِنَ الْخَوْفِ وَ الْجُوعِ وَ نَقْصٍ مِنَ الْأَمْوالِ وَ الْأَنْفُسِ وَ الثَّمَراتِ وَ بَشِّرِ الصَّابِرِينَ‏.

 

جابر جعفى كه گفت:

از ابو جعفر محمّد بن علىّ (امام باقر) عليهما السّلام معناى آيه شريفه‏ وَ لَنَبْلُوَنَّكُمْ‏ بِشَيْ‏ءٍ مِنَ الْخَوْفِ وَ الْجُوعِ‏- الآيه) را پرسيدم فرمود: اى جابر اين آيه يك معناى ويژه دارد و يك معناى همگانى اما گرسنگى ويژه در كوفه خواهد بود كه خداوند آن را مخصوص دشمنان آل محمّد ميكند و آنان را از گرسنگى ميكشد و اما همگانى در شام خواهد بود و آنان را آنچنان ترس و گرسنگى فرا ميگيرد كه مانندش [هرگز] گريبانگيرشان نشده باشد گرسنگى‏اش پيش از قيام قائم است ولى ترس پس از قيام قائم خواهد بود.

 

امام باقر عليهما السّلام فرمود:

از امير المؤمنين عليه السّلام معناى آيه شريفه‏ فَاخْتَلَفَ الْأَحْزابُ مِنْ بَيْنِهِمْ‏- مريم: 37 رسيده شد فرمود: از سه چيز بانتظار فرج باشيد. عرض شد: يا امير المؤمنين آن سه چيز كدامند؟

فرمود: اختلاف داخلى كه ميان شاميان افتد و پرچم‏هاى سياه از خراسان و وحشتى در ماه رمضان، عرض شد وحشت در ماه رمضان چيست؟ فرمود: مگر نشنيده‏ايد فرمايش خداى تعالى را در قرآن: إِنْ نَشَأْ نُنَزِّلْ عَلَيْهِمْ مِنَ السَّماءِ آيَةً فَظَلَّتْ أَعْناقُهُمْ لَها خاضِعِينَ‏- الشّعراء: 4 آن همان نشانه‏اى است كه دوشيزگان را از پس پرده‏هاشان بيرون ميكشد و خفتگان را بيدار و بيدار را به وحشت اندازد.

 

امام صادق عليه السّلام فرمود: قائم را پنج نشانه است:

سفيانى و يمانى و صيحه‏اى از آسمان و كشته شدن نفس زكيّه و فرو رفتن زمين در بيداء.

 

امام صادق علیه السلام فرمود:

سالى كه در آن سال صيحه خواهد شد پيش از آن در ماه رجب نشانه‏اى است عرض كردم آن چيست؟ فرمود: صورتى در ماه پديد مى‏شود و دستى بيرون مى‏آيد.

 

امام صادق عليه السلام فرمود:

نداء از حتميّات‏ (نشانه های قطعی) است و سفيانىّ از حتميّات است و يمانىّ از حتميّات است و كشتن نفس زكيّه از حتميّات است و كف دستى كه از آسمان بيرون مى‏آيد از حتميّات است. فرمود:

و وحشتى در ماه رمضان كه خفته را بيدار و بيدار را بوحشت اندازد و دوشيزگان را از پس پرده‏هاشان بيرون كشاند.

 

امام رضا عليه علیه السلام فرمود:

پيش از اين كار بايد سفيانىّ و يمانىّ و مروانىّ و شعيب بن صالح باشد پس چگونه اين (شخص) اين را ميگويد؟

[شرح عبارت: يعنى چگونه محمّد بن ابراهيم بن اسماعيل معروف بابن طباطبا- ابن ابراهيم بن حسن مثنّى ميگويد كه من قائم هستم ‏].

فرج

امام باقر) عليه السّلام فرمود:

آنگاه كه آتشى از [جانب‏] خاور ديديد كه همچون هردى: (رنگ زرد و سرخ) سهمناك است كه سه روز يا هفت روز سر ميكشد بانتظار فرج آل محمّد باشيد.

سپس فرمود: صيحه به جز در ماه رمضان نخواهد شد [زيرا ماه رمضان‏] ماه خدا است [و صيحه در آن ماه است‏] و آن صيحه جبرئيل است كه بر اين مردم ميزند.

سپس فرمود: آواز دهنده‏اى از آسمان بنام حضرت قائم آواز ميدهد و هر كه در خاور و باختر است ميشنود، خفته‏اى نماند مگر آنكه بيدار شود، و ايستاده‏اى نماند مگر آنكه به زانو در مى‏آيد، و نشسته‏اى نماند مگر آنكه از وحشت آن صدا بر دو پاى خود بايستد، پس خدا رحمت كند كسى را كه از آن صدا عبرت بگيرد و پاسخ گوى آن شود كه صداى نخستين صداى جبرئيل و روح الأمين است.

سپس فرمود آن صدا در ماه رمضان در شب جمعه شب بيست و سوّم خواهد بود و ترديدى در اين نداشته باشيد و به گوش بسپاريد و فرمان بريد و در پايان روز صداى شيطان ملعون بلند مى‏شود كه فرياد ميزند: هان كه فلانى مظلوم كشته شد تا مردم را بترديد اندازد و گرفتارشان كند آن روز چه افرادى كه در شك و حيرت خواهند افتاد و به آتش سرازير خواهند شد، پس آنگاه كه صدا را در ماه رمضان شنيديد ترديدى نداشته باشيد كه آن صداى جبرئيل است و نشانه‏اش آنكه به نام قائم و نام پدرش آوازى دهد كه دوشيزگان پس پرده مى‏شنوند و پدر و برادرشان را تشويق مي كنند كه خروج كنند.

و فرمود: اين دو صدا پيش از خروج حضرت قائم به ناچار بايد باشد يك صدا از آسمان كه صداى جبرئيل است [بنام صاحب الامر و نام پدرش‏] و صداى دوم از زمين است (در بعضى از نسخه‏ها: و صدائى از زمين است) و آن صداى شيطان ملعون است كه نام فلانى را ميبرد و اينكه او مظلوم كشته شد و مي خواهد تا فتنه‏اى بر پا كند پس شما بايد از صداى نخستين پيروى بكنيد و مبادا كه از صداى آخرين بشكّ و ريب افتيد.

و فرمود: حضرت قائم قيام نميكند مگر هنگامى كه مردم را ترسى سخت فرا گرفته باشد و زمين لرزه‏ها و گرفتارى و بلاء دامنگير مردم شود و پيش از اينها بيمارى طاعون فرا رسد و شمشيرى برّان در ميان عرب باشد و اختلاف سختى بميان مردم افتد آنچنان كه دينشان پاشيده گردد و حالشان دگرگون شود تا آنجا كه هر صبح و شام آرزوى مرگ كنند از بس مردم آزار بينند و به جان يك ديگر مى‏افتند.

خروج آن حضرت هنگامى است كه مردم از اينكه فرجى ببينند مأيوس و نااميد گردند اى خوشا به حال آنكه آن روزگار را درك كند و از ياران آن حضرت باشد و واى و تمام واى بر كسى كه با او ستيزد و با او و با دستورش مخالفت ورزد و از دشمنانش شود.

و فرمود: چون آن حضرت خروج كند قيام كند به امر نو و كتاب نو و روش نو و حكومت نو كه بر عرب سخت آيد و كارى بجز كشتن نباشدش كسى را مهلت ماندن نميدهد و در اجراى امر خدا از سرزنش هيچ سرزنش‏كننده‏اى نهراسد.

سپس فرمود: هنگامى كه فلان طائفه در ميان خودشان باختلاف افتادند در چنين وقت بانتظار فرج باشيد و فرج شما نيست مگر در اختلاف فلان طائفه همين كه اختلاف نمودند به انتظار صيحه‏اى كه در ماه رمضان مى‏شود باشيد و منتظر خروج قائم عليه السّلام باشيد كه خداوند هر آنچه را كه بخواهد انجام ميدهد و قائم هرگز خارج نخواهد شد و آنچه را كه دوست ميداريد نخواهيد ديد تا آنگاه كه فلان طائفه در ميان خودشان اختلاف اندازند و چون چنين شود مردم در باره آنان بطمع افتند و اختلاف كلمه روى دهد و سفيانى خروج كند.

و فرمود: فلان طائفه به ناچار بايد بحكومت برسند و همين كه بحكومت رسيدند و سپس اختلاف نمودند حكومتشان از يكپارچه‏گى بيفتد و كارشان پراكنده شود تا آنكه خراسانىّ و سفيانىّ بر آنان خروج كنند اين يك از خاور و آن يك از باختر همچون دو اسب ميدان مسابقه به سوى كوفه پيشتازى كنند اين از اين سو و آن از آن سو تا آنكه نابودى فلان طائفه به دست آن دو انجام پذيرد آنچنان كه يك نفر از آنان را باقى نگذارند.

سپس آن حضرت فرمود: خروج سفيانىّ و يمانىّ و خراسانىّ در يك سال و يك ماه و يك روز خواهد بود با نظامى كه گوئى برشته كشيده شده است بدنبال هم شود و از هر سو هيبت فراگير شود واى بر كسى كه با آنان ستيزد و در ميان پرچمها راهنمونتر از پرچم يمانىّ نباشد تنها او پرچم هدايت خواهد بود زيرا به صاحب شما دعوت خواهد كرد، پس هنگامى كه يمانىّ خروج كرد خريد و فروش اسلحه بر مردم و بر هر مسلمانى حرام خواهد بود و چون يمانىّ خروج كرد بايد به سوى او نهضت كنى (حرکت کنی) كه پرچمش پرچم هدايت است و بر هيچ مسلمانىّ روا نباشد كه از آن پرچم روى بگرداند و هر كس كه چنين كند او از اهل آتش است زيرا او به حقّ و به راه راست دعوت خواهد كرد.

سپس مرا فرمود: از دست رفتن حكومت فلان طائفه همچون شكستن كاسه سفالين باشد و همچون كسى كه كاسه سفالين بدستش باشد و در حال قدم زدن از آن غفلت نمايد ناگهان كاسه از دستش افتاده و بشكند و چون از دستش افتاد به خود آيد و آه حسرت بكشد، حكومت آنان نيز اين چنين خواهد بود كه به كلّى در خواب غفلت فرو رفته باشند.

 

امير المؤمنين عليه السّلام بر فراز منبر كوفه فرمود:

كه خداى عزّ و جلّ در مقدّراتش مقدّر فرمود و حكم حتمى صادر كرد كه چاره‏اى بجز از وقوعش نيست كه بنى اميه را آشكارا با شمشير بگيرد و فلان طائفه را ناگهان‏.

و آن حضرت فرمود: آسيائى بايد بگردش در آيد و همين كه كاملا بگردش افتاد و پابرجا شد خداوند بنده‏اى سنگ دل و بى‏اصل و نسب را بر انگيزد كه پيروزى به همراه او باشد يارانش با موهاى دراز و سبيلهاى كلفت و جامه‏هاى سياه در بر، و پرچم‏هاى سياه بدست داشته باشند، واى بر كسى كه با آنان ستيزد كه بى‏ملاحظه آنان را بكشند. بخدا قسم گوئى آنان را مى‏بينم و كارهاشان و آنچه بدكاران و عربهاى ستمگر از دست آنان مى‏بينند در پيش چشم من است خداوند آنان را كه مهرى در دلشان نيست بر ايشان مسلّط ميكند و در شهرهاى خودشان كه در كنار فرات است شهرهاى ساحلى و بيابانى، ايشان را بى‏محابا ميكشند به جزاى آنچه كه كرده‏اند و پروردگار تو به بندگانش ستم روا ندارد.

 

راوى گويد به امام صادق علیه السلام حضرت عرض كرديم:

سفيانى از حتميّات است؟ فرمود: آرى و كشته شدن نفس زكيه از حتميّات است و قائم از حتميّات است و فرو رفتن صحرا از حتميّات است و كف دستى كه از آسمان بيرون آيد از حتميّات است و آواز [از آسمان از حتميّات است‏] عرض كردم: آواز، چه خواهد بود؟ فرمود: آواز دهنده‏اى كه بنام قائم و بنام پدرش آواز خواهد داد [عليهما السّلام‏].

ابن ابى يعفور او گفت:امام صادق عليه السّلام به من فرمود:

نابودى فلان كس را بدست داشته: بشمار [نام يكى از بنى عبّاس‏] و خارج شدن سفيانى را و كشته شدن يك نفر و لشكرى را كه بزمين فرو ميروند و صدا. عرض كردم: صدا چه باشد آيا همان آواز دهنده است؟ فرمود: آرى و صاحب اين امر باهمان شناخته خواهد شد سپس فرمود: همه فرج در نابودى فلانى [از بنى عبّاس‏] است.

 

عباية بن ربعى اسدى گفت):

من پنجمين نفر بودم و از همه آن مردم بسال خردتر كه بخدمت امير المؤمنين علىّ عليه السّلام رسيدم و شنيدم كه آن حضرت ميفرمود: حديث كرد مرا برادرم رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله همانا آن حضرت فرمود: من خاتم هزار پيغمبرم و تو خاتم هزار وصىّ ميباشى و تكليفى كه بر تو است بر هيچ يك از اوصياء نبوده است. من عرض كردم: يا امير المؤمنين مردم در باره تو بانصاف رفتار نكردند. فرمود:

برادرزاده‏ام آنچه تو خيال ميكنى نيست بخدا قسم من هزار كلمه ميدانم كه بجز من و بجز محمّد صلى اللَّه عليه و آله كسى آن را نميداند و آنان يك آيه از آن را در كتاب خداى عزّ و جلّ ميخوانند و آن آيه اين است: وَ إِذا وَقَعَ الْقَوْلُ عَلَيْهِمْ أَخْرَجْنا لَهُمْ دَابَّةً مِنَ الْأَرْضِ تُكَلِّمُهُمْ أَنَّ النَّاسَ كانُوا بِآياتِنا لا يُوقِنُونَ‏- النّمل: 82 هنگامى كه وعده آنان سر رسيد جنبنده‏اى را براى آنان از زمين بيرون مى‏آوريم تا با آنان سخن گويد كه (اين) مردم بآيات ما يقين پيدا نكردند.ولى آنچنان كه بايد در آن آيه تدبّر نميكنند.

آيا از پايان حكومت بنى فلان بشما خبر ندهم؟ عرض كرديم: چرا يا امير- المؤمنين فرمود: كشتن نفس محترم در روز محترم در شهر محترم از طايفه‏اى از قريش، قسم بكسى كه دانه را شكافت و بشر را آفريد پس از كشتن او بجز پانزده شب حكومت نخواهند كرد.

عرض كرديم: آيا پيش از اين جريان يا بعد از آن باز چيزى خواهد بود؟

فرمود: صيحه‏اى در ماه رمضان كه بيدار را بوحشت اندازد و خفته را بيدار كند و دوشيزگان را از پشت پرده بيرون كشاند.

 

امام باقر عليه السّلام ميفرمود:

بنى عبّاس بايستى به حكومت برسند و هنگامى كه به حكومت رسيدند و به اختلاف افتادند و رشته كارشان از هم گسيخت خراسانىّ و سفيانىّ بر آنان خروج ميكند اين از خاور و آن از باختر و همچون دو اسب مسابقه بسوى كوفه از يك ديگر پيشى مى‏گيرند اين از اينجا و آن از آنجا تا آنكه نابوديشان بدست آن دو انجام مى‏پذيرد هان كه آن دو يك نفر از آنان را هرگز بجاى نخواهند گذاشت‏.

 

عبد اللَّه بن سنان گفت:

در محضر ابى عبد اللَّه (امام صادق) عليه السّلام بودم شنيدم كه مردى از همدان به آن حضرت عرض ميكند اين عامّه (سنّيان) ما را سرزنش ميكنند و به ما ميگويند شما چنين مى‏پنداريد كه آواز دهنده‏اى از آسمان به نام صاحب اين امر آواز خواهد داد آن حضرت تكيه داده بود خشمگين شد و بنشست سپس فرمود: اين سخن را از من‏ نقل نكنيد و از پدرم نقل كنيد و هيچ اشكالى براى شما نخواهد داشت، من گواهى ميدهم كه از پدرم عليه السّلام شنيدم كه ميفرمود: بخدا قسم كه اين مطلب در كتاب خدا كاملا روشن است آنجا كه ميفرمايد: إِنْ نَشَأْ نُنَزِّلْ عَلَيْهِمْ مِنَ السَّماءِ آيَةً فَظَلَّتْ أَعْناقُهُمْ لَها خاضِعِينَ‏- الشّعراء: 3 اگر ما بخواهيم نشانه‏اى از آسمان براى آنان فرو فرستيم كه گردنهايشان در برابر آن خضوع كند. آن روز در روى زمين كسى نماند مگر آنكه گردن در مقابل آن نشانه كچ خواهد كرد همه مردم روى زمين چون بشنوند كه صدائى از آسمان بلند است: (توجّه كنيد كه حقّ در علىّ بن ابى طالب و شيعيان او است) ايمان آورند.

فرمود: چون فردا شود شيطان بر هوا بلند شود تا آن حد كه از ديدگاه زمينيان پنهان شود سپس آواز دهد: (توجّه كنيد كه حق در عثمان بن عفّان و شيعيان او است زيرا او مظلوم كشته شد خونش را مطالبه كنيد).

فرمود: خداوند در آن هنگام مردمان با ايمان را به گفتار ثابت بر حق ثابت نگه مى‏دارد و گفتار ثابت بر حق همان نداى نخستين است ولى آنان كه در دلهايشان بيمارى هست به شكّ مى‏افتند و بيمارى دل بخدا قسم كينه ما است كه آن هنگام از ما دورى جويند و ما را ناسزا گويند و ميگويند كه آواز دهنده نخستين سحرى بود از سحرهاى اين خاندان سپس ابو عبد اللَّه عليه السّلام اين آيه شريفه را تلاوت فرمود:

وَ إِنْ يَرَوْا آيَةً يُعْرِضُوا وَ يَقُولُوا سِحْرٌ مُسْتَمِرٌّ- القمر: 2 اگر آيه‏اى را به بينند رو گردان شده و گويند كه سحر سابقه دارى است.

عماره همدانى از امام صادق علیه السلام سوال كرد:

خداى حال شما را اصلاح فرمايد مردمى‏ ما را سرزنش ميكنند و ميگويند شما چنين مى‏پنداريد كه بزودى آوازى از آسمان پديد خواهد شد حضرت به او فرمود: از من بازگو مكن ولى از پدرم آن را بازگو كن كه پدرم ميفرمود: اين مطلب در كتاب خدا است: إِنْ نَشَأْ نُنَزِّلْ عَلَيْهِمْ مِنَ السَّماءِ آيَةً فَظَلَّتْ أَعْناقُهُمْ لَها خاضِعِينَ‏ پس همه مردم روى زمين بآواز نخستين ايمان آوردند و چون فردا شود ابليس ملعون بالا رود تا آنجا كه در هوا از ديدگاه زمين پنهان گردد سپس آواز ميدهد: توجّه كنيد: (همانا عثمان مظلوم كشته شد خونش را بخواهيد) پس هر كس كه خداوند در باره او بد خواسته باشد بشكّ مى‏افتد و ميگويند اين سحر شيعيان است و حتّى بما ناسزا گويند و ميگويند اين از سحر آنان است و اين است كه خداى عزّ و جلّ ميفرمايد: وَ إِنْ يَرَوْا آيَةً يُعْرِضُوا وَ يَقُولُوا سِحْرٌ مُسْتَمِرٌّ.

 

محمّد بن صامت گويد: به آن حضرت (امام صادق علیه السلام عرض كردم:

هيچ نشانه‏اى در پيشاپيش اين كار نيست؟ فرمود: چرا. عرض كردم: چيست آن نشانه؟

فرمود: نابودى عبّاسى و خروج سفيانى و كشته شدن نفس زكيّه و فرو رفتن زمين در بيداء و صدائى از آسمان، عرض كردم: فدايت شوم ميترسم كه اين كار بطول انجامد؟

فرمود: نه، آن مانند رشته منظّمى بدنبال هم خواهد بود.

 

امام باقر عليه السّلام:

قائم عليه السّلام در سالهاى فرد:

نه، يك، سه، پنج، قيام خواهد كرد و فرمود: هنگامى كه بنو اميّه اختلاف كردند و حكومتشان از دست رفت سپس بنى عبّاس به حكومت خواهند رسيد و همواره در بهار حكومت و طراوت زندگى خواهند بود تا آنكه در ميان خودشان دچار اختلاف شوند همين كه باختلاف دچار شدند حكومتشان از دست خواهد رفت و مردم خاور و باختر باختلاف دچار خواهند شد.

آرى اهل قبله نيز گرفتار اختلاف شوند و مردم به ناراحتى و سختى خواهند افتاد از بس كه ترس بر آنان خواهد گذشت و به همين حال هستند تا آنگاه كه آواز دهنده‏اى از آسمان آواز دهد پس چون آواز دهد بكوچيد بكوچيد كه بخدا قسم گويا او را مى‏بينم كه در ميان ركن و مقام ايستاده و از مردم به امر نو و كتاب نو و حكومت آسمانى نو بيعت ميگيرد بدانيد كه هر پرچمى كه بسوئى گسيل دارد تا پايان عمر او هرگز باز گردانيده نشود.

 

امام صادق عليه السّلام:

هنگامى كه عبّاسى بر فراز چوبهاى منبر مروان نشيند حكومت بنى عبّاس رونق خواهد گرفت و فرمود:

پدرم حضرت باقر مرا فرمود: به ناچار بايد آتشى در آذربايجان روشن شود كه هيچ چيز در مقابلش نتواند ايستاد و چون چنين شد در خانه‏هاى خود بنشينيد و تا موقعى كه ما آرام هستيم شما نيز آرام باشيد ولى هنگامى كه متحرّك خاندان ما بحركت در آمد بسوى او برويد هر چند با زانو بخدا قسم گوئى مى‏بينمش كه در ميان ركن و مقام از مردم بر كتاب نو بيعت ميگيرد و نسبت به عرب سخت گير خواهد بود و فرمود: واى بر عرب از شرّى كه نزديك است.

 

هشام بن سالم گفت:به امام صادق عليه السّلام عرض كردم:

جريرى برادر اسحاق بما ميگويد كه شما ميفرمائيد: آن صداها دو صدا است پس كداميك از آن دو راستگو است دروغگو كيست؟ ابو عبد اللَّه عليه السّلام فرمود: به او بگوئيد: همان كسى كه اين خبر را بما داده- و تو انكار دارى كه چنين خواهد شد- همان راستگو است.

 

امام صادق عليه السّلام فرمود:

آنها دو صيحه است، صيحه‏اى در آغاز شب و صيحه‏اى در پايان شب دوّم گويد عرض كردم: به چه كيفيّت؟

گويد: فرمود: يكى از آسمان است و يكى از ابليس عرض كردم: اين از آن چگونه شناخته مى‏شود؟ فرمود: آن كس كه پيش از وقوع شنيده است- و اطّلاع قبلى دارد- ميشناسد.

 

عبد الرّحمن بن مسلمه جريرى گويد: به امام صادق عليه السّلام عرض كردم:

مردم ما را سرزنش ميكنند و ميگويند: حقگو از باطل گو از كجا شناخته خواهد شد هنگامى كه آن دو واقع شود؟

فرمود: شما به آنان چه پاسخ ميدهيد؟ عرض كردم: هيچ پاسخ نميدهيم. راوى گويد:

آن حضرت فرمود: به آنان بگوئيد: هر وقت كه آن كار شد آن كس كه پيش از وقوعش ايمان به آن داشت آن وقت هم تصديقش خواهد نمود [فرمود]: خداى عزّ و جلّ ميفرمايد: أَ فَمَنْ يَهْدِي إِلَى الْحَقِّ أَحَقُّ أَنْ يُتَّبَعَ أَمَّنْ لا يَهِدِّي إِلَّا أَنْ يُهْدى‏ فَما لَكُمْ كَيْفَ تَحْكُمُونَ‏ آيا آن كس كه راهنماى بسوى حقّ است سزاوارتر به پيروى است يا كسى كه خودش راهياب نيست مگر آنكه راهنمائيش كنند شما را چه شده است اين چگونه قضاوتى است كه شما داريد.

 

ابو سليمان احمد بن هوذه باهلىّ گفت: حديث كرد برای ما ابراهيم بن اسحاق نهاوندىّ در نهاوند در سال دويست و هفتاد و سه او گفت: حديث كرد ما را عبد اللَّه بن حمّاد انصارىّ در ماه رمضان بسال دويست و بيست و نه از عبد اللَّه بن سنان كه گفت):

شنيدم ابا عبد اللَّه (امام صادق) عليه السّلام ميفرمود: (اين كارى كه شما گردنها بسوى آن كشيده- و بانتظارش هستيد- نخواهد شد تا آنگاه كه منادى از آسمان آواز دهد (توجّه: فلانى صاحب امر است جنگ براى چيست؟).

 

امام باقر عليه السّلام فرمود:

سفيانىّ و قائم در يك سال خواهند بود.

 

امام صادق عليه السّلام فرمود:

در آن ميان كه مردم در عرفات ايستاده‏اند سوارى كه بر شتر تندرو سوار است ميرسد و به آنان خبر ميدهد: خليفه‏اى كه در مرگ او فرج آل محمّد و فرج همه مردم فرا خواهد رسيد مرد.

و فرمود: آنگاه كه نشانه‏اى در آسمان ديديد: آتش بزرگى كه از جانب مشرق چند شب سر ميكشد آن وقت فرج مردم فرا رسيده است و اندكى پيش از قائم خواهد بود.

 

جابر از ابى طفيل كه گفت):

ابن كوّاء از امير المؤمنين عليه السّلام از (غضب) پرسيد حضرت فرمود: كو تا غضب؟ كو؟ مرگهائى بايد باشد كه ميان آن مرگها مرگهائى روى دهد و بايد آن كس كه سوار بر شتر تندرو است بيايد و آن سوار بر شتر تندرو چيست؟ شترى كه ميانش با بند كمرش بهم آميخته باشد و آن سوار بآنان خبرى ميدهد كه او را ميكشند اين هنگام است كه آن غضب فرا ميرسد.

[شرح: مجلسىّ فرموده است كه احتمال ميرود آميخته بودن بند كمر با ميان شتر كنايه از لاغرى و يا فربهى و يا سرعت سير باشد].

اسلم مكّى‏ و او از ابى طفيل و او از حذيفة بن يمان كه گفت):

خليفه‏اى كشته مى‏شود كه نه در آسمان عذر پذيرى دارد و نه در زمين ياورى و خليفه‏اى از خلافت خلع مى‏شود كه بر روى زمين راه رود و هيچ چيز از زمين از آن او نباشد و (ابن السّبيه) را جانشين خود گرداند، گويد: ابو طفيل گفت: اى فرزند برادرم كاش كه من و تو از اهل زمان او بوديم راوى گويد: گفتم: دائى چرا چنين آرزوئى دارى؟ گفت: بخاطر آنكه حذيفه مرا حديث كرد كه حكومت به خاندان نبوّت برگشت خواهد نمود.

 

از امام باقر عليه السّلام از تفسير اين آيه شريفه سؤال شدکه :

سَنُرِيهِمْ آياتِنا فِي الْآفاقِ وَ فِي أَنْفُسِهِمْ حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَهُمْ أَنَّهُ الْحَقُ‏- فصّلت: 53 (بزودى نشانه‏هاى خود را كه در جهان هستى است و در جان آنها است بآنان نشان خواهيم داد تا برايشان روشن شود كه او بر حقّ است) فرمود:

آنچه در جانشان بآنان نشان ميدهد مسخ شدن است و آنچه در جهان نشان ميدهد تنگ شدن محيط زندگى است بر آنان پس قدرت خدا را در جان خودشان و در محيطشان مشاهده ميكنند و اينكه فرمود:

حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَهُمْ أَنَّهُ الْحَقُ‏ مقصود خدا خروج قائم است كه او حقّ است از جانب خداى عزّ و جلّ كه اين خلق او را مى‏بينند و چاره‏اى از آن نيست.

 

ابو بصير گفت: به امام صادق عليه السّلام عرض كردم خداى عزّ و جلّ كه ميفرمايد:

عَذابَ الْخِزْيِ فِي الْحَياةِ الدُّنْيا وَ لَعَذابُ الْآخِرَةِ (فصّلت: 16 مراجعه شود) عذابى كه در دنيا خوارى آورد چيست؟ فرمود: اى ابا بصير كدام خوارى بيشتر از اين است كه مرد در خانه و اطاق خود و در كنار برادران و در ميان اهل و عيال خود نشسته باشد كه ناگهان اهل و عيالش گريبانها چاك زنند و فرياد بر آرند و مردم بگويند چه شده است؟ گفته شود: كه فلان كس در همين ساعت مسخ شد عرض كردم پيش از قيام قائم عليه السّلام است يا پس از قيام؟ فرمود: نه، بلكه پيش از قيام.

 

يعقوب [بن‏] سرّاج گفت:به امام صادق عليه السّلام عرض كردم:

فرج شيعه شما كى خواهد بود؟ فرمود: هنگامى كه فرزندان عبّاس اختلاف كنند و پايه‏هاى حكومتشان سست شود و طمع در آنان بندد كسى كه طمع نميكرد و عرب عنان گسيخته شود و هر كس كه وسيله دفاع دارد آن را بر افرازد (و از آن استفاده كند) و سفيانىّ ظاهر شود و يمانىّ روى آورد و حسنىّ حركت كند آن وقت صاحب اين امر با ارثيه رسول خدا (ص) از مدينه بسوى مكه خروج خواهد كرد.

عرض كردم ارثيه رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله چيست؟ فرمود: شمشير او و زره او و عمامه او و عباى پشمين او و پرچم او و عصاى او و اسب او و آلات جنگى او و زين او تا بر فراز مكّه فرود مى‏آيد پس شمشير را از غلافش بيرون ميكشد و زره را ميپوشد و پرچم و عبا را باز ميكند و عمامه را بر سر مى‏گذارد و عصا را بدست ميگيرد و از خداوند اذن ظهور ميطلبد، بعضى از خادمان آن حضرت از قضيّه آگاه مى‏شود پس به نزد حسنىّ مى‏آيد و خبر را باو ميرساند حسنىّ پيش دستى ميكند و خروج ميكند، پس مردم مكّه عليه او برميخيزند و او را ميكشند و سرش را بنزد شامىّ ميفرستند در اين هنگام صاحب اين امر ظاهر مى‏شود پس مردم بيعتش كنند و پيروش گردند اين هنگام سپاهى را شامى روانه مدينه ميكند ولى بمدينه نرسيده خداوند آنان را هلاك ميكند آن روز هر كس از فرزند علىّ عليه السّلام كه در مدينه باشد از مدينه فرار نموده و خود را به مكه ميرساند و به صاحب اين امر مى‏پيوندد و صاحب اين امر خود بسوى عراق روى مى‏آورد و سپاهى بسوى مدينه روانه ميكند و دستور ميدهد كه خاندانش به مدينه باز گردند.

 

امام رضا عليه السّلام ميفرمود:

بيش از اين امر، (بيوح) خواهد شد من نفهميدم كه بيوح يعنى چه؟ پس بحجّ رفتم و شنيدم عربى ميگفت: امروز روز (بيوح) است باو گفتم: بيوح يعنى چه؟ گفت: يعنى بسيار گرم‏.

 

امام باقرعليهما السّلام فرمود:

دو نشانى پيش از قيام قائم عليه السّلام خواهد بود كه از وقتى كه خداوند، آدم را بزمين فرود آورده هرگز آن دو نشانى اتّفاق نيفتاده است و آن اينكه آفتاب در نيمه ماه رمضان و ماه در آخر آن گرفته ميشوند.

مردى بآن حضرت عرض كرد يا ابن رسول اللَّه نه، بلكه آفتاب در آخر ماه و ماه در نيمه، امام باقر عليه السّلام به او فرمود: ميدانم چه ميگويم آن دو نشانى نشانه‏هائى است كه از هبوط آدم تا آن روز اتّفاق نيفتاده است.

 

امام باقر عليه السّلام :

پيش از اين امر به پنج روز گرفتگى ماه است و پانزده روز پيش گرفتگى آفتاب و اين در ماه رمضان خواهد بود و آن هنگام حساب ستاره‏شناسان بهم خواهد خورد.

 

امام صادق عليه السّلام فرمود:

نشانه خروج مهدىّ گرفتگى آفتاب است در ماه رمضان سيزدهم يا چهاردهم از ماه.

امام صادق علیه السلام در معناى آيه شريفه‏ سَأَلَ سائِلٌ بِعَذابٍ واقِعٍ‏- المعارج: 1 (پرسش‏ كننده ‏اى از عذابى كه واقع خواهد شد پرسيد) فرمود:

تأويل اين آيه در آينده است عذابى كه در ثويّه واقع مى‏شود- يعنى آتشى- تا كناسه بنى اسد سر كشد و تا قبيله ثقيف نيز بگذرد و هيچ جايگاه ستم بر آل محمّد نمى‏ماند مگر آنكه ميسوزاند، و اين پيش از قيام قائم خواهد بود.

 

جابر گفت: امام باقر عليه السّلام فرمود: اين سوره را چگونه ميخوانيد؟

عرض كردم كدام سوره؟ فرمود: سوره‏ (سَأَلَ سائِلٌ بِعَذابٍ واقِعٍ‏) پس فرمود: سَأَلَ سائِلٌ بِعَذابٍ واقِعٍ‏ نيست بلكه (سال سيل) است و آن آتشى است كه در ثويّه‏ مى‏افتد و از آنجا بكناسه بنى اسد راه مى‏يابد و سپس به ثقيف ميرسد پس جايگاه‏ ظلمى بر آل محمّد را نميگذارد مگر آنكه ميسوزاند.

 

امام باقر عليه السّلام فرمود:

گوئى قومى را مى‏بينم كه از خاور خروج كرده‏اند و خواستار حقّند ولى بآنان داده نميشود سپس باز خواستار حقّشان شوند و به آنان ندهند چون چنين بينند شمشيرها برهنه كنند و بر گردنها گذارند اين وقت حقّ آنان را به آنان بدهند ولى آنان نپذيرند تا آنكه قيام كنند و آن باز ندهند مگر به صاحب شما كشته‏گانشان شهيدند، هان كه اگر من آن روز را درك ميكردم جان خود را براى يارى صاحب اين امر نگاه ميداشتم.

 

ابن اذينه از معروف ابن خرّبوذ كه گفت:

هيچ وقت به خدمت امام باقر نرسيديم مگر آنكه فرمود: خراسان خراسان، سجستان سجستان، گوئى در اين سخن مژده‏اى بما ميداد.

 

امام باقر عليه السّلام ميفرمود:

آن هنگام كه بيعت پسر بچّه ظاهر شود هر كس كه آلت دفاعى داشته باشد با آلت دفاعى خودش قيام ميكند.

 

امام صادق عليه السّلام فرمود:

اين كار صورت نخواهد گرفت تا آنكه هيچ صنفى از مردم نماند مگر آنكه بر مردم حكومت كنند تا آنكه كسى نگويد: اگر ما حاكم ميشديم به عدالت رفتار ميكرديم سپس قائم (ع) بحقّ و عدالت قيام ميكند.

 

زراره گفت: به امام صادق عليه السّلام عرض كردم:

آن آواز، حقيقت دارد؟ فرمود: آرى بخدا قسم تا آنجا كه هر قومى بزبان خودشان آن را ميشنوند، و فرمود: اين كار صورت نخواهد گرفت تا آنكه نه دهم از مردم از ميان بروند.

 

امام صادق علیه السلام از امير المؤمنين عليه السّلام که ایشان از چيزهائى كه پس از آن حضرت تا قيام قائم پديد خواهد آمد سخن گفتند:

پس حسين (ع) عرض كرد يا امير المؤمنين: كى خداوند روى زمين را از ستمكاران پاك خواهد كرد؟

امير المؤمنين عليه السّلام فرمود: خداوند زمين را از ستمكاران پاك نخواهد كرد تا آنكه خون حرام ريخته شود.

سپس جريان كار بنى اميّه و بنى عبّاس را ضمن حديث مفصّلى بيان كرد سپس فرمود: همان كه قائم در خراسان قيام كرد و بر كوفان و ملتان مسلّط شد و از جزيره بنى كاوان گذشت و قائمى از ما در گيلان قيام كرد و آبر و ديلمان او را اجابت كردند و فرزندان مرا پرچمهاى ترك كه در اطراف و اكناف پراكنده باشند ظاهر گرديد آنان در ميان اين گير و دارها باشند و هنگامى كه بصره ويران شود و امير اميران در مصر قيام كند.

پس آن حضرت داستان درازى نقل كرد سپس فرمود: هنگامى كه هزاران نفر آماده شوند و صفها آراسته شود و قوچ نر كشته شود آنجاست كه آخرى بپاخيزد و فتنه انگيز آشوب كند و كافر هلاك گردد سپس قائمى كه در آرزويش باشند و امامى كه‏ ناشناخته باشد و شرافت و فضيلت از آن او است قيام كند و او از فرزندان تو است اى حسين فرزند بى‏مانندى در ميان دو ركن ظاهر شود در دو جامه پوسيده بر جنّ و انس پيروز گردد و زمينى را بدون كشت نگذارد خوشا آنكه زمانش را درك كند و به آن وقت برسد و آن روزگار بيند.

 

امام صادق عليه السّلام فرمود:

چون شب جمعه شود خداى تعالى فرشته‏اى را بآسمان دنيا فرو فرستد و چون صبح برآيد آن فرشته بر عرش نشيند كه بر فراز بيت المعمور است و از براى محمّد و علىّ و حسن و حسين منبرهائى از نور نصب شود آنان بر آن منبرها شوند و فرشتگان و پيغمبران و مؤمنان همه بر گرد آن منبرها در آيند و درهاى آسمان گشوده شود چون آفتاب از نيم روز بگذرد، رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله عرض كند: پروردگارا وعده‏اى كه آن را در كتابت داده‏اى فرا رسيده است و آن اين آيه است: وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ لَيَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِي الْأَرْضِ كَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ وَ لَيُمَكِّنَنَّ لَهُمْ دِينَهُمُ الَّذِي ارْتَضى‏ لَهُمْ وَ لَيُبَدِّلَنَّهُمْ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْناً- النور: 55 خداوند بكسانى كه از شما ايمان آورده‏اند و كار شايسته انجام داده‏اند وعده فرموده است كه حتما آنان را خليفه در زمين گرداند همان طور كه پيشينيانشان را خليفه كرد و دينى را كه براى آنان پسنديده در اختيارشان قرار دهد و ترس آنان را با منيت تبديل فرمايد.

سپس فرشتگان و پيامبران نيز همين عرض را ميكنند، سپس محمّد و علىّ و حسن و حسين بسجده در افتند سپس گويند: پروردگارا به خشم آى كه حريم تو هتك شده و برگزيدگانت كشته گشته‏اند و بندگان شايسته‏ات زبون گشته‏اند پس خداوند هر آنچه بخواهد ميكند و اين روز معيّنى است.

 

امام صادق عليه السّلام:

آنگاه كه ديوار مسجد كوفه از پايان كه به خانه ابن مسعود چسبيده است ويران شد، حكومت بنى فلان زائل خواهد شد، هان كه ويران گر آن ديوار دوباره آن را بنا نخواهد كرد.

 

امام صادق عليه السّلام:

قائم قيام نخواهد كرد تا آنگاه كه دوازده نفر مرد قيام كنند و همگى اين سخن گويند كه او را ديده‏اند و او تكذيبشان خواهد كرد.

 

امام صادق عليه السّلام فرمود:

پيش از قيام قائم جنگ قيس به جنبش خواهد آمد.

 

عبيد بن زرارة گفت:در محضر امام صادق عليه السّلام سخن از سفيانى به ميان آمد فرمود:

تا آن خواب آلود دارنده چشمانش در صنعاء خروج نكرده او كجا خروج كند؟

امير المؤمنين عليه السّلام فرمود:

پيشاپيش قائم مرگ سرخ و مرگ سفيد و ملخى فصلى و ملخى غير فصلى كه همچون خون سرخ رنگ است خواهد بود اما مرگ سرخ بوسيله شمشير است و اما مرگ سفيد يعنى طاعون‏.

 

اصبغ ابن نباته گفت: شنيدم علىّ عليه السّلام ميفرمود:

پيشاپيش قائم سالهائى فريبهایى خواهد بود كه راستگو در آن دروغگو و دروغگو در آن راستگو پنداشته شود و شخص (ماحل) در آن مقرّب شود- و در حديثى است كه در رويبضه در آن به سخن در آيد،- گفتم: رويبضة و ما حل چه باشد؟ فرمود: مگر قرآن نميخوانيد كه خدا ميفرمايد: وَ هُوَ شَدِيدُ الْمِحالِ‏ يعنى مكر خدا شديد است. گفتم: ماحل به چه معنا است؟ گفت: مقصودش حيله‏گر بود.

 

امام صادق عليه السّلام فرمود:

خداى را سفره‏اى است (و در غير اين روايت: بجاى (مائده) كلمه (مأدبه) است كه بمعناى طعام است) در بلدى كنار فرات به نام قرقيسيا كه كسى از آسمان سر بر آرد و ندا دهد اى پرندگان هوا و اى درندگان زمين بيائيد و شكم خود را از گوشتهاى ستمكاران پر كنيد.

 

جابر از امام باقر عليه السّلام كه آن حضرت فرمود:

اى جابر، قائم ظهور نميكند [مردم را] در شام فتنه‏اى فرا گيرد كه بدنبال راه گريز باشند و نيابند و كشتارى در ميان كوفه و حيره اتّفاق افتد كه از هر دو طرف به يك ميزان كشته شود و آواز دهنده‏اى از آسمان آواز دهد.

 

امام باقر عليه السّلام فرمود:

به انتظار صدائى باشيد كه ناگهان از سوى دمشق بشما خواهد رسيد در آن صدا شما را فرجى بزرگ خواهد بود.

 

امام صادق علیه السلام فرمود:

قائم در روز عاشورا قيام خواهد كرد.

 

 

مقالات مرتبط
سید محمد
بدون دیدگاه
سید محمد
بدون دیدگاه
سید محمد
بدون دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

امام زمان

محتوای جدول

اسعد الله ایامکم

عید شما مبارک

در این عید سعید چه زیباست با مطالعه ی روایات اهل البیت علیهم السلام موجبات نزدیکی بیشتر به خداوند متعال و پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم را فراهم آوریم