جستجو کردن

یاس

فرعون یکی از 12 نفر اصحاب تابوت جهنم است (که سخت ترین عذاب ها را دارند). او شخصی است که ظلم و ستم را از حد گذرانیده تا جایی که 20 هزار نوزاد بی گناه را سربریده و زنان بنی اسرائیل را به کنیزی می گرفت و انواع و اقسام شکنجه ها را به بنی اسرائیل روا میداشت و کار را به جایی رسانید که ادعای خدایی کرد.

با وجود این که بارها معجزات بزرگی از حضرت موسی بر او و قومش نمایان گشت و مبتلا به 9 نشانه و عذاب عظیم گردید و در هر مرتبه قول بازگشت میداد ولی پس از برداشته شدن عذاب الهی عهد و پیمان های خود را زیر پا می گذاشت و توبه می شکست.

با این وجود وقتی جبرئیل فرشته ی مقرب الهی در لحظه ی مرگ فرعون (آن زمان که فرعون و لشکریانش در تعقیب بنی اسرائیل در کف دریا بودند و مشاهده کردند که امواج دریا مانند کوه روی سرشان فرود خواهد آمد. در آن حال فرعون گفت: الان توبه کردم و ایمان آوردم) مشتی از گل دریا برداشته و به دهان او کوبید ، ناگهان از کار خود پشیمان گشت که نکند که رحمت خدا او را فراگرفته باشد و همین توبه ی ظاهری او مقبول خداوند گردد.

حدیث شریف ذیل اشاره به این داستان دارد.

امام صادق علیه السلام میفرمایند:

هرگاه جبرئیل بر پیامبر نازل میشد همیشه محزون و غمناک بود و این حالت از زمان هلاکت فرعون در او بود تا زمانی که خداوند او را مامور کرد به نزول آیه ی (آلْآنَ وَ قَدْ عَصَيْتَ قَبْلُ وَ كُنْتَ مِنَ الْمُفْسِدِينَ)‏ {یونس 91 } (الآن ایمان میآوری و حال آن که قبلا عصیان کار و از مفسدین بودی؟).

در این هنگام او نازل شد در حالت خنده و شادمانی. پیامبر به او فرمودند: هیچ گاه بر من نازل نشدی مگر این که آثار حزن و اندوه در صورت تو نمایان بود تا الان (علت چیست؟) جبرئیل عرضه داشت: بله یا محمد.

زمانی که خداوند فرعون را غرق کرد او گفت: آمنت انّه لا اله الا الذی آمنت به بنو اسرائیل و انا من المسلمین {یونس 91 }  (ایمان آوردم که خدایی جز خدای بنی اسرائیل وجود ندارد و من از جمله ی تسلیم شدگان هستم) پس من گِل سیاهی (لجن) برداشته و به دهانش زدم سپس به او گفتم: آلْآنَ وَ قَدْ عَصَيْتَ قَبْلُ وَ كُنْتَ مِنَ الْمُفْسِدِينَ و این کار را بدون امر خداوند انجام دادم.

می ترسیدم که رحمت خدا او را دربرگرفته باشد و من را عذاب کند به خاطر این کارم ولی الان که خداوند مرا مامور به ابلاغ این آیه که حاکی از گفتار من به فرعون بود کرد ، احساس ایمنی کردم و دانستم که خداوند از کارم راضی بوده.

سوال)

با توجه به این حدیث شریف ، حال جای این سوال مطرح است که اگر در حق چنین ظالمی احتمال قبول توبه وجود دارد آیا ما (هر اندازه مرتکب گناه شده باشیم) حق مایوس شدن از رحمت واسعه ی الهی را داریم یا نه؟

در اینجا مناسب است برای واضح تر شدن مطلب مثال دیگری بیان کنیم و آن ماجرای بلعیده شدن قارون توسط زمین است.

قارون که از نزدیکان حضرت موسی (پسر عمو یا پسر خاله ) بود و روی زیبایی داشت و تورات را با صدای زیبا و دلنشین قرائت میکرد و صاحب ثروت فراوانی بود به گونه ای که فقط حمل کلید های صندوقچه های اموال او مردان قوی و نیرومند را به زحمت میانداخت، با وجود این قارون به حضرت موسی رشک و حسادت برد و به آزار و اذیت ایشان پرداخت.

در نقلی از ابن عباس به ماجرای بلعیده شدن او توسط زمین اشاره شده:

ابن عباس می‌گوید: قارون مردی از قوم موسی (علیه‌السّلام) و پسر عموی آن‌جناب بود و همواره در جست‌وجوی علم بود، تا آن‌که دانش بسیاری جمع‌آوری نمود… تا روزی که بر موسی (علیه‌السّلام) طغیان کرد و به وی حسد ورزید.
موسی (علیه‌السّلام) به او فرمود: «خدای تعالی به من دستور داده که از بندگانش زکات بگیرم، تو هم باید زکات مالت را بدهی»، قارون از اطاعت این دستور سرباز زد و به مردم گفت: موسی (علیه‌السّلام) می‌خواهد مال مردم را بخورد، اول دم از نماز زد، شما اطاعتش کردید و دستورهایی دیگری داد و همه را پذیرفتید، آیا باز هم حرفش را گوش کرده و اموالتان را به او می‌دهید؟

مردم گفتند: نه ولی چاره‌چیست؟! قارون گفت: از یکی از زنان فاحشه بنی‌اسرائیل می‌خواهیم که موسی (علیه‌السّلام) را متهم به زنا با خود کند! بنی‌اسرائیل هم به آن زن بدکاره گفتند: اگر شهادت دهی که موسی با تو زنا کرده است، هر چه بخواهی به تو می‌دهیم، زن هم پذیرفت.
قارون نزد موسی (علیه‌السّلام) آمد و گفت: از بنی‌اسرائیل بخواه تا جمع شوند و آنان را به آنچه خدایت فرموده آگاه کن! موسی (علیه‌السّلام) قبول کرد و به بنی‌اسرائیل فرمود: «شما را جمع کرده‌ام تا به اطلاعتان برسانم که پروردگارم چه دستوراتی داده» بنی اسرائیل گفتند: چه دستور داده؟ فرمود: «مرا دستور داده تا به شما بگویم تنها خدا را بپرستید، چیزی را شریک او مگیرید، صله رحم کنید و…» تا آن‌که فرمود: «و این‌که اگر کسی زنا کرد در صورتی که زن داشته باشد سنگ‌سارش کنید».

گفتند: هر چند که خودت باشی؟ فرمود: «بله، اگر خودم نیز زنا کنم باید سنگسار شوم» گفتند: تو زنا کرده‌ای و باید سنگ‌سار شوی! موسی (علیه‌السّلام) با تعجب پرسید: «من زنا کرده‌ام؟!».
اطرافیان قارون فرستادند نزد آن زن که بیا و شهادت بده، چون آمد، پرسیدند درباره موسی (علیه‌السّلام) چه شهادت می‌دهی؟ موسی (علیه‌السّلام) از او پرسید: «تو را به خدا سوگند راست بگو».

زن گفت: چون مرا به خدا سوگند می‌دهی [راستش را می‌گویم] این مردم با پرداخت رشوه از من خواستند که تو را متهم به زنای با خود کنم ولی گواهی می‌دهم که تو پاکی و پیامبر خدایی! موسی با چشم گریان به سجده افتاد، خدا وحی فرستاد که چرا می‌گریی با این‌که من زمین را مسخّر تو کرده‌ام؟به زمین فرمان بده تا قارون را ببلعد، که اگر فرمانش دهی اطاعتت می‌کند.

موسی (علیه‌السّلام) سر از سجده برداشت و به زمین گفت: «قارون و اطرافیانش را بگیر»، زمین پاهایشان را در خود فرو برد، آنان با وحشت و التماس، از موسی (علیه‌السّلام) کمک خواستند! موسی (علیه‌السّلام) دوباره به زمین فرمان داد که آنان را ببلعد! زمین آنان را تا گردن‌هایشان فرو برد، مجدداً فریادشان بلند شد، بعد از فرمان سوم موسی (علیه‌السّلام)، زمین آنان را به صورت کامل بلعید! خدا به موسی وحی فرستاد که: بندگانم هر چه نزد تو التماس کردند، پاسخشان ندادی! به عزتم سوگند اگر مرا می‌خواندند پاسخ‌شان را می‌دادم.

 

مقالات مرتبط
سید محمد
بدون دیدگاه
سید محمد
بدون دیدگاه
سید محمد
بدون دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

امام زمان

محتوای جدول

اسعد الله ایامکم

عید شما مبارک

در این عید سعید چه زیباست با مطالعه ی روایات اهل البیت علیهم السلام موجبات نزدیکی بیشتر به خداوند متعال و پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم را فراهم آوریم